| جمع | hysterics |
hysterical laughter
خنده جنونآمیز
hysterical fit
حمله جنونآمیز
hysterical reaction
واکنش اغراقآمیز
He always has hysterics at the sight of blood.
او همیشه در هنگام دیدن خون دچار حالت های اغراق آمیز می شود.
the widow had hysterics and the inquest was wrapped up quickly.
بیوه دچار حالت های اغراق آمیز شد و بازجویی به سرعت به پایان رسید.
Nancy's having hysterics and raving about a black ghost.
نانسی دچار حالت های اغراق آمیز است و در مورد یک شبح سیاه صحبت های بی منطقی می کند.
this started them both giggling and they fled upstairs in hysterics .
این باعث شد که هر دو شروع به خنده کنند و آنها با حالت های اغراق آمیز به طبقه بالا فرار کردند.
My mum’ll have hysterics when she sees the colour of my hair.
مادرم وقتی رنگ موهایم را می بیند دچار حالت های اغراق آمیز می شود.
She became hysteric when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، دچار حالت های اغراق آمیز شد.
The hysteric laughter filled the room.
خنده های اغراق آمیز اتاق را پر کرد.
He had a hysteric reaction to the horror movie.
او نسبت به فیلم ترسناک واکنش اغراق آمیزی نشان داد.
The situation was so intense that it made her hysteric.
وضعیت به گونه ای شدید بود که او را دچار حالت های اغراق آمیز کرد.
Her hysteric behavior worried her friends.
رفتار اغراق آمیز او دوستانش را نگران کرد.
The hysteric outburst was unexpected.
حمله عصبی غیرمنتظره بود.
He tried to calm down the hysteric child.
او سعی کرد کودک اغراق آمیز را آرام کند.
The hysteric response was uncalled for.
واکنش اغراق آمیز غیرضروری بود.
The hysteric woman was escorted out of the building.
زن اغراق آمیز از ساختمان بیرون برده شد.
The hysteric episode lasted for hours.
حلقه عصبی ساعت ها طول کشید.
hysterical laughter
خنده جنونآمیز
hysterical fit
حمله جنونآمیز
hysterical reaction
واکنش اغراقآمیز
He always has hysterics at the sight of blood.
او همیشه در هنگام دیدن خون دچار حالت های اغراق آمیز می شود.
the widow had hysterics and the inquest was wrapped up quickly.
بیوه دچار حالت های اغراق آمیز شد و بازجویی به سرعت به پایان رسید.
Nancy's having hysterics and raving about a black ghost.
نانسی دچار حالت های اغراق آمیز است و در مورد یک شبح سیاه صحبت های بی منطقی می کند.
this started them both giggling and they fled upstairs in hysterics .
این باعث شد که هر دو شروع به خنده کنند و آنها با حالت های اغراق آمیز به طبقه بالا فرار کردند.
My mum’ll have hysterics when she sees the colour of my hair.
مادرم وقتی رنگ موهایم را می بیند دچار حالت های اغراق آمیز می شود.
She became hysteric when she heard the news.
وقتی خبر را شنید، دچار حالت های اغراق آمیز شد.
The hysteric laughter filled the room.
خنده های اغراق آمیز اتاق را پر کرد.
He had a hysteric reaction to the horror movie.
او نسبت به فیلم ترسناک واکنش اغراق آمیزی نشان داد.
The situation was so intense that it made her hysteric.
وضعیت به گونه ای شدید بود که او را دچار حالت های اغراق آمیز کرد.
Her hysteric behavior worried her friends.
رفتار اغراق آمیز او دوستانش را نگران کرد.
The hysteric outburst was unexpected.
حمله عصبی غیرمنتظره بود.
He tried to calm down the hysteric child.
او سعی کرد کودک اغراق آمیز را آرام کند.
The hysteric response was uncalled for.
واکنش اغراق آمیز غیرضروری بود.
The hysteric woman was escorted out of the building.
زن اغراق آمیز از ساختمان بیرون برده شد.
The hysteric episode lasted for hours.
حلقه عصبی ساعت ها طول کشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید