ill-defined

[ایالات متحده]/[ɪl dɪˈfaɪnd]/
[بریتانیا]/[ɪl dəˈfaɪnd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور واضح یا دقیق تعریف نشده؛ مبهم؛ مرزهای یا حدود واضحی نداشته؛ ضعیف توصیف یا درک شده.

عبارات و ترکیب‌ها

ill-defined terms

اصطلاحات نامشخص

ill-defined goal

هدف نامشخص

being ill-defined

بودن نامشخص

ill-defined roles

نقش‌های نامشخص

ill-defined boundary

مرز نامشخص

highly ill-defined

بسیار نامشخص

ill-defined concept

مفهوم نامشخص

ill-defined problem

مشکل نامشخص

seemingly ill-defined

به نظر می‌رسد نامشخص باشد

ill-defined area

منطقه نامشخص

جملات نمونه

the project goals were ill-defined, leading to confusion and delays.

اهداف پروژه به خوبی تعریف نشده بود که منجر به سردرگمی و تاخیر شد.

his role in the company was ill-defined, leaving him unsure of his responsibilities.

نقش او در شرکت به خوبی تعریف نشده بود و او را در مورد مسئولیت‌های خود ابهام‌زده کرد.

the legal boundaries of the area were ill-defined, causing disputes between landowners.

مرزهای قانونی منطقه به خوبی تعریف نشده بودند که منجر به اختلافات بین مالکان زمین شد.

the problem statement was ill-defined, making it difficult to formulate a solution.

شرح مسئله به خوبی تعریف نشده بود که ساختن یک راه‌حل را دشوار کرد.

the concept of "success" is often ill-defined and varies from person to person.

مفهوم "موفقیت" اغلب به خوبی تعریف نشده و از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.

the parameters of the experiment were ill-defined, compromising the results.

پارامترهای آزمایش به خوبی تعریف نشده بودند که نتایج را به خطر می‌انداخت.

the boundaries of the research area were ill-defined, requiring further clarification.

مرزهای حوزه تحقیق به خوبی تعریف نشده بودند و نیاز به روشن‌سازی بیشتر داشتند.

the rules of the game were ill-defined, leading to arguments among the players.

قوانین بازی به خوبی تعریف نشده بودند که منجر به اختلافات بین بازیکنان شد.

the scope of the investigation was ill-defined, making it difficult to focus efforts.

دامنه تحقیق به خوبی تعریف نشده بود که تمرکز تلاش‌ها را دشوار می‌کرد.

the ethical implications of the technology were ill-defined, raising concerns about misuse.

پیامدهای اخلاقی فناوری به خوبی تعریف نشده بودند که نگرانی‌هایی درباره استفاده نادرست ایجاد کرد.

the relationship between the variables was ill-defined, hindering further analysis.

رابطه بین متغیرها به خوبی تعریف نشده بود که تحلیل‌های بیشتر را مختل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید