imaged scenario
سناریوی تصویرسازی شده
imaged future
آینده تصویرسازی شده
imaged result
نتیجه تصویرسازی شده
imaged self
خود تصویرسازی شده
imaged world
جهان تصویرسازی شده
imaged success
موفقیت تصویرسازی شده
imaged life
زندگی تصویرسازی شده
imaged character
شخصیت تصویرسازی شده
imaged solution
راه حل تصویرسازی شده
imaged version
نسخه تصویرسازی شده
the detective imaged the hard drive to preserve the data.
مامور پلیس هارد درایو را تصویر کرد تا دادهها را حفظ کند.
we imaged the server before performing the upgrade.
ما سرور را قبل از انجام ارتقا تصویر کردیم.
the technician imaged the phone system for troubleshooting.
تکنسین سیستم تلفن را برای رفع مشکلگیری تصویر کرد.
the company imaged all employee laptops for security.
شرکت همه لپتاپهای کارمندان را برای امنیت تصویر کرد.
i imaged the old computer onto an external drive.
من کامپیوتر قدیمی را روی یک درایو خارجی تصویر کردم.
the it team routinely imaged new devices.
تیم فناوری اطلاعات به طور معمول دستگاههای جدید را تصویر میکرد.
they imaged the system to create a backup copy.
آنها سیستم را برای ایجاد یک نسخه پشتیبان تصویر کردند.
the lab imaged the storage media for analysis.
آزمایشگاه رسانههای ذخیرهسازی را برای تجزیه و تحلیل تصویر کرد.
we imaged the database to ensure data integrity.
ما پایگاه داده را برای اطمینان از یکپارچگی دادهها تصویر کردیم.
the process imaged the virtual machine quickly.
فرآیند ماشین مجازی را به سرعت تصویر کرد.
the forensic team imaged the suspect's phone.
تیم پزشکی قانونی تلفن مشتبه را تصویر کرد.
imaged scenario
سناریوی تصویرسازی شده
imaged future
آینده تصویرسازی شده
imaged result
نتیجه تصویرسازی شده
imaged self
خود تصویرسازی شده
imaged world
جهان تصویرسازی شده
imaged success
موفقیت تصویرسازی شده
imaged life
زندگی تصویرسازی شده
imaged character
شخصیت تصویرسازی شده
imaged solution
راه حل تصویرسازی شده
imaged version
نسخه تصویرسازی شده
the detective imaged the hard drive to preserve the data.
مامور پلیس هارد درایو را تصویر کرد تا دادهها را حفظ کند.
we imaged the server before performing the upgrade.
ما سرور را قبل از انجام ارتقا تصویر کردیم.
the technician imaged the phone system for troubleshooting.
تکنسین سیستم تلفن را برای رفع مشکلگیری تصویر کرد.
the company imaged all employee laptops for security.
شرکت همه لپتاپهای کارمندان را برای امنیت تصویر کرد.
i imaged the old computer onto an external drive.
من کامپیوتر قدیمی را روی یک درایو خارجی تصویر کردم.
the it team routinely imaged new devices.
تیم فناوری اطلاعات به طور معمول دستگاههای جدید را تصویر میکرد.
they imaged the system to create a backup copy.
آنها سیستم را برای ایجاد یک نسخه پشتیبان تصویر کردند.
the lab imaged the storage media for analysis.
آزمایشگاه رسانههای ذخیرهسازی را برای تجزیه و تحلیل تصویر کرد.
we imaged the database to ensure data integrity.
ما پایگاه داده را برای اطمینان از یکپارچگی دادهها تصویر کردیم.
the process imaged the virtual machine quickly.
فرآیند ماشین مجازی را به سرعت تصویر کرد.
the forensic team imaged the suspect's phone.
تیم پزشکی قانونی تلفن مشتبه را تصویر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید