imaginarily

[ایالات متحده]/[ɪˈmædʒɪnərli]/
[بریتانیا]/[ɪˈmædʒɪnərli]/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که بر اساس تصور باشد؛ نه واقعاً یا به صورت واقع‌گرایانه؛ به گونه‌ای فرضی یا سفته‌بازی.

عبارات و ترکیب‌ها

imaginarily speaking

در حال تصور کردن

imaginarily created

ایجاد شده در ذهن

imaginarily perfect

به طور خیالی کامل

imaginarily possible

به طور خیالی امکان پذیر

imaginarily designed

طراحی شده در ذهن

imaginarily presented

ارائه شده در ذهن

imaginarily drawn

کشیده شده در ذهن

imaginarily built

ساخته شده در ذهن

imaginarily existing

وجود داشتن در ذهن

imaginarily conceived

در ذهن تصور شده

جملات نمونه

she imagined the scene imaginarily, adding vibrant colors and fantastical creatures.

او صحنه را به صورت خیالی تصور کرد و رنگ‌های زنده و موجودات افسانه‌ای به آن اضافه کرد.

the architect designed the building imaginarily, prioritizing aesthetics over practicality.

معمار ساختمان را به صورت خیالی طراحی کرد و زیبایی‌شناسی را بر کاربردی بودن اولویت داد.

he described the lost city imaginarily, weaving a tale of ancient wonders.

او شهر گمشده را به صورت خیالی توصیف کرد و داستانی از شگفتی‌های باستانی بافید.

the children played doctors and nurses, acting out their roles imaginarily.

کودکان نقش پزشک و پرستار را بازی کردند و نقش‌های خود را به صورت خیالی بازی می‌کردند.

the writer created a world imaginarily, filled with magic and adventure.

نویسنده دنیایی را به صورت خیالی خلق کرد، پر از جادو و ماجراجویی.

the artist sketched the portrait imaginarily, blending reality with fantasy.

هنرمند پرتره را به صورت خیالی طراحی کرد و واقعیت را با خیال ترکیب کرد.

the speaker presented the data imaginarily, using graphs and charts to illustrate a trend.

سخنرانی داده‌ها را به صورت خیالی ارائه کرد و از نمودارها و جداول برای نشان دادن روند استفاده کرد.

the students explored the topic imaginarily, brainstorming potential solutions to the problem.

دانشجویان موضوع را به صورت خیالی بررسی کردند و راه‌حل‌های بالقوه برای مشکل را طوفان فکری کردند.

the director staged the play imaginarily, employing elaborate sets and costumes.

کارگردان نمایش را به صورت خیالی صحنه‌سازی کرد و از صحنه‌ها و لباس‌های پیچیده استفاده کرد.

the musician composed a melody imaginarily, inspired by a dream.

آهنگساز یک ملودی را به صورت خیالی ساخت، الهام گرفته از یک رویا.

the game allowed players to build their own kingdoms imaginarily.

بازی به بازیکنان اجازه می‌داد پادشاهی‌های خود را به صورت خیالی بسازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید