imaginarily speaking
در حال تصور کردن
imaginarily created
ایجاد شده در ذهن
imaginarily perfect
به طور خیالی کامل
imaginarily possible
به طور خیالی امکان پذیر
imaginarily designed
طراحی شده در ذهن
imaginarily presented
ارائه شده در ذهن
imaginarily drawn
کشیده شده در ذهن
imaginarily built
ساخته شده در ذهن
imaginarily existing
وجود داشتن در ذهن
imaginarily conceived
در ذهن تصور شده
she imagined the scene imaginarily, adding vibrant colors and fantastical creatures.
او صحنه را به صورت خیالی تصور کرد و رنگهای زنده و موجودات افسانهای به آن اضافه کرد.
the architect designed the building imaginarily, prioritizing aesthetics over practicality.
معمار ساختمان را به صورت خیالی طراحی کرد و زیباییشناسی را بر کاربردی بودن اولویت داد.
he described the lost city imaginarily, weaving a tale of ancient wonders.
او شهر گمشده را به صورت خیالی توصیف کرد و داستانی از شگفتیهای باستانی بافید.
the children played doctors and nurses, acting out their roles imaginarily.
کودکان نقش پزشک و پرستار را بازی کردند و نقشهای خود را به صورت خیالی بازی میکردند.
the writer created a world imaginarily, filled with magic and adventure.
نویسنده دنیایی را به صورت خیالی خلق کرد، پر از جادو و ماجراجویی.
the artist sketched the portrait imaginarily, blending reality with fantasy.
هنرمند پرتره را به صورت خیالی طراحی کرد و واقعیت را با خیال ترکیب کرد.
the speaker presented the data imaginarily, using graphs and charts to illustrate a trend.
سخنرانی دادهها را به صورت خیالی ارائه کرد و از نمودارها و جداول برای نشان دادن روند استفاده کرد.
the students explored the topic imaginarily, brainstorming potential solutions to the problem.
دانشجویان موضوع را به صورت خیالی بررسی کردند و راهحلهای بالقوه برای مشکل را طوفان فکری کردند.
the director staged the play imaginarily, employing elaborate sets and costumes.
کارگردان نمایش را به صورت خیالی صحنهسازی کرد و از صحنهها و لباسهای پیچیده استفاده کرد.
the musician composed a melody imaginarily, inspired by a dream.
آهنگساز یک ملودی را به صورت خیالی ساخت، الهام گرفته از یک رویا.
the game allowed players to build their own kingdoms imaginarily.
بازی به بازیکنان اجازه میداد پادشاهیهای خود را به صورت خیالی بسازند.
imaginarily speaking
در حال تصور کردن
imaginarily created
ایجاد شده در ذهن
imaginarily perfect
به طور خیالی کامل
imaginarily possible
به طور خیالی امکان پذیر
imaginarily designed
طراحی شده در ذهن
imaginarily presented
ارائه شده در ذهن
imaginarily drawn
کشیده شده در ذهن
imaginarily built
ساخته شده در ذهن
imaginarily existing
وجود داشتن در ذهن
imaginarily conceived
در ذهن تصور شده
she imagined the scene imaginarily, adding vibrant colors and fantastical creatures.
او صحنه را به صورت خیالی تصور کرد و رنگهای زنده و موجودات افسانهای به آن اضافه کرد.
the architect designed the building imaginarily, prioritizing aesthetics over practicality.
معمار ساختمان را به صورت خیالی طراحی کرد و زیباییشناسی را بر کاربردی بودن اولویت داد.
he described the lost city imaginarily, weaving a tale of ancient wonders.
او شهر گمشده را به صورت خیالی توصیف کرد و داستانی از شگفتیهای باستانی بافید.
the children played doctors and nurses, acting out their roles imaginarily.
کودکان نقش پزشک و پرستار را بازی کردند و نقشهای خود را به صورت خیالی بازی میکردند.
the writer created a world imaginarily, filled with magic and adventure.
نویسنده دنیایی را به صورت خیالی خلق کرد، پر از جادو و ماجراجویی.
the artist sketched the portrait imaginarily, blending reality with fantasy.
هنرمند پرتره را به صورت خیالی طراحی کرد و واقعیت را با خیال ترکیب کرد.
the speaker presented the data imaginarily, using graphs and charts to illustrate a trend.
سخنرانی دادهها را به صورت خیالی ارائه کرد و از نمودارها و جداول برای نشان دادن روند استفاده کرد.
the students explored the topic imaginarily, brainstorming potential solutions to the problem.
دانشجویان موضوع را به صورت خیالی بررسی کردند و راهحلهای بالقوه برای مشکل را طوفان فکری کردند.
the director staged the play imaginarily, employing elaborate sets and costumes.
کارگردان نمایش را به صورت خیالی صحنهسازی کرد و از صحنهها و لباسهای پیچیده استفاده کرد.
the musician composed a melody imaginarily, inspired by a dream.
آهنگساز یک ملودی را به صورت خیالی ساخت، الهام گرفته از یک رویا.
the game allowed players to build their own kingdoms imaginarily.
بازی به بازیکنان اجازه میداد پادشاهیهای خود را به صورت خیالی بسازند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید