imbrications

[ایالات متحده]/ɪmbrɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪmbrɪˈkeɪʃənz/

ترجمه

n. جمع imbrication؛ تداخل یا پوشش یکدیگر لبه‌ها یا قسمت‌ها، مانند پوست یا گچ‌های کاشی؛ در پزشکی، یک فن جراحی که در آن لبه‌های زخم روی هم قرار می‌گیرند.

عبارات و ترکیب‌ها

thrust imbrications

پریشانی‌های فشاری

imbrication pattern

الگوی پریشانی

imbrication zone

منطقه‌ی پریشانی

جملات نمونه

the ancient mosaic featured intricate imbrications that mimicked fish scales.

موزائیک باستانی با ایمبلیکاسیون‌های پیچیده‌ای تزیین شده بود که شبیه به پوست ماهی بود.

architectural imbrications on the temple roof prevented water leakage effectively.

ایمبلیکاسیون‌های معماری روی سقف معبد به طور مؤثری نشت آب را جلوگیری می‌کرد.

the artist decorated the vase with golden imbrications arranged in symmetrical patterns.

هنرمند با استفاده از ایمبلیکاسیون‌های طلایی که به صورت الگوهای متقارن قرار داده شده بودند، جارو را تزیین کرد.

medieval armor displayed protective imbrications similar to overlapping metal plates.

pancir ویکتوریان با ایمبلیکاسیون‌های حفاظتی مشابه پلاک‌های فلزی چیده شده بود.

the ceramic tiles showcased delicate imbrications typical of traditional chinese craftsmanship.

تایل‌های سرامیکی ایمبلیکاسیون‌های ظریفی را نشان می‌دادند که معمولاً در هنر ساخت و ساز چینی سنتی دیده می‌شود.

geological formations often exhibit natural imbrications caused by sedimentary compression.

تشکیل‌های زمین‌شناختی اغلب ایمبلیکاسیون‌های طبیعی را نشان می‌دهند که توسط فشار رسوبی ایجاد می‌شوند.

the manuscript contained elaborate imbrications framing each illuminated letter.

متن دستنویس ایمبلیکاسیون‌های پیچیده‌ای را شامل می‌شد که هر حرف روشن را چیدمان می‌کرد.

stone imbrications on the castle wall provided both decoration and structural support.

ایمبلیکاسیون‌های سنگی روی دیوار قلعه هم زیبایی و هم حمایت ساختاری فراهم می‌کردند.

the textile pattern incorporated colorful imbrications representing waves and water.

الگوی پارچه ایمبلیکاسیون‌های رنگارنگی را شامل می‌شد که موج‌ها و آب را نمایش می‌دادند.

archaeological discoveries revealed imbrications on ancient pottery shards.

کشف‌های باستانی ایمبلیکاسیون‌هایی روی قطعات ظروف سفالی باستان را آشکار کرد.

the sculpture's surface featured bronze imbrications that caught light beautifully.

سطح اسکلتور ایمبلیکاسیون‌های مسی را داشت که نور را زیبایی بسزایی جذب می‌کرد.

traditional roof tiles demonstrate the practical beauty of imbrications in construction.

تایل‌های سقف سنتی زیبایی عملی ایمبلیکاسیون‌ها را در ساخت و ساز نشان می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید