immolated victim
قربانی سوزانده شده
immolated sacrifice
قربانی آتشین
immolated body
جسد سوزانده شده
immolated offering
نذری سوزانده شده
immolated remains
آثار باقیمانده سوزانده شده
immolated flesh
گوشت سوزانده شده
immolated souls
ارواح سوزانده شده
immolated spirit
روح سوزانده شده
immolated creature
موجود سوزانده شده
immolated idol
مجسمه سوزانده شده
the ancient rituals involved animals being immolated as offerings.
آیینهای باستانی شامل سوزاندن حیوانات به عنوان نذور بود.
in the story, the hero immolated himself to save his friends.
در داستان، قهرمان برای نجات دوستانش خود را سوزاند.
the villagers believed that the crops would flourish if the harvest was immolated.
روستاییان معتقد بودند اگر برداشت محصول سوزانده شود، محصولات رونق خواهند یافت.
during the festival, a statue was immolated to symbolize renewal.
در طول جشنواره، یک مجسمه برای نماد نو شدن سوزانده شد.
he felt that his dreams had been immolated by the harsh realities of life.
او احساس کرد که رویاهایش توسط واقعیتهای سخت زندگی سوزانده شدهاند.
in some cultures, it is believed that immolated offerings please the gods.
در برخی فرهنگها، باور بر این است که نذورات سوزانده شده خداوندان را خشنود میکنند.
the documentary depicted how animals are immolated in certain religious practices.
مستند نشان داد که حیوانات در برخی از آداب و رسوم مذهبی چگونه سوزانده میشوند.
the soldier immolated himself to demonstrate his loyalty to the cause.
سرباز برای نشان دادن وفاداری خود به هدف، خود را سوزاند.
they immolated their past mistakes to start anew.
آنها اشتباهات گذشته خود را سوزاندند تا دوباره شروع کنند.
in literature, characters sometimes immolate their desires for a greater good.
در ادبیات، شخصیتها گاهی اوقات برای رسیدن به یک هدف بزرگتر، خواستههای خود را میسوزانند.
immolated victim
قربانی سوزانده شده
immolated sacrifice
قربانی آتشین
immolated body
جسد سوزانده شده
immolated offering
نذری سوزانده شده
immolated remains
آثار باقیمانده سوزانده شده
immolated flesh
گوشت سوزانده شده
immolated souls
ارواح سوزانده شده
immolated spirit
روح سوزانده شده
immolated creature
موجود سوزانده شده
immolated idol
مجسمه سوزانده شده
the ancient rituals involved animals being immolated as offerings.
آیینهای باستانی شامل سوزاندن حیوانات به عنوان نذور بود.
in the story, the hero immolated himself to save his friends.
در داستان، قهرمان برای نجات دوستانش خود را سوزاند.
the villagers believed that the crops would flourish if the harvest was immolated.
روستاییان معتقد بودند اگر برداشت محصول سوزانده شود، محصولات رونق خواهند یافت.
during the festival, a statue was immolated to symbolize renewal.
در طول جشنواره، یک مجسمه برای نماد نو شدن سوزانده شد.
he felt that his dreams had been immolated by the harsh realities of life.
او احساس کرد که رویاهایش توسط واقعیتهای سخت زندگی سوزانده شدهاند.
in some cultures, it is believed that immolated offerings please the gods.
در برخی فرهنگها، باور بر این است که نذورات سوزانده شده خداوندان را خشنود میکنند.
the documentary depicted how animals are immolated in certain religious practices.
مستند نشان داد که حیوانات در برخی از آداب و رسوم مذهبی چگونه سوزانده میشوند.
the soldier immolated himself to demonstrate his loyalty to the cause.
سرباز برای نشان دادن وفاداری خود به هدف، خود را سوزاند.
they immolated their past mistakes to start anew.
آنها اشتباهات گذشته خود را سوزاندند تا دوباره شروع کنند.
in literature, characters sometimes immolate their desires for a greater good.
در ادبیات، شخصیتها گاهی اوقات برای رسیدن به یک هدف بزرگتر، خواستههای خود را میسوزانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید