impale

[ایالات متحده]/ɪmˈpeɪl/
[بریتانیا]/ɪmˈpeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با یک ابزار تیز (مانند میخ یا نیزه) نفوذ کردن یا سوراخ کردن

جملات نمونه

shrikes that impale their prey on thorns.

مرغ غارایی که طعمه خود را روی خارها می‌نشاند.

his head was impaled on a pike and exhibited for all to see.

سرش روی نیزه کشیده شده و برای همه به نمایش گذاشته شد.

The boy fell out of the window and was impaled on the fence.

پسر از پنجره افتاد و روی نرده چوبی کشیده شد.

He fell out of the window and was impaled on the iron railings.

او از پنجره افتاد و روی نرده‌های آهنی کشیده شد.

This method of impalement by lance is also evident in both "The Prophecy" and "Bram Stoker's Dracula" where in each movie we see a scene in which hundreds are impaled in the same upright manner.

این روش کشیده شدن با نیزه نیز در هر دو فیلم «پیشگویی» و «دراکولای برام استوکر» آشکار است، جایی که در هر فیلم صحنه‌ای را می‌بینیم که صدها نفر به همین روش عمودی کشیده می‌شوند.

The knight attempted to impale the dragon with his sword.

شوالیه سعی کرد با شمشیر خود اژدها را بکشد.

The sharp spike was used to impale the enemy soldiers.

غلاف تیز برای کشتن سربازان دشمن استفاده شد.

The fence was reinforced with spikes to prevent animals from being impaled.

نرده با میخ‌های تیز تقویت شد تا از کشیده شدن حیوانات جلوگیری شود.

The horror movie scene showed a victim being impaled on a sharp object.

صحنه ترسناک فیلم نشان داد که قربانی روی یک شیء تیز کشیده شده است.

The warrior's spear was used to impale his enemies in battle.

نیزه جنگجو برای کشتن دشمنانش در نبرد استفاده شد.

The criminal attempted to impale the detective with a metal rod.

جنایتکار سعی کرد با یک میله فلزی کارآگاه را بکشد.

The trap was set up to impale any unsuspecting animals that wandered into it.

تله به گونه‌ای طراحی شده بود که هر حیوانی که ناخواسته وارد آن می‌شد را بکشد.

The impaled insect wriggled in an attempt to free itself.

حشره‌ای که کشیده شده بود برای آزاد کردن خود تلاش می‌کرد.

The ancient torture device was designed to impale victims slowly.

دستگاه شکنجه باستانی به گونه‌ای طراحی شده بود که قربانیان را به آرامی بکشد.

The sharp icicle falling from the roof could impale someone if they weren't careful.

آب‌شدگی تیز که از سقف می‌افتاد می‌توانست اگر کسی مراقب نبود، کسی را بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید