inclining towards
به سمت گرایش داشتن
inclining downwards
به سمت پایین گرایش داشتن
inclining upward
به سمت بالا گرایش داشتن
inclining away
دور شدن
inclining back
به سمت عقب گرایش داشتن
inclining forward
به سمت جلو گرایش داشتن
inclining left
به سمت چپ گرایش داشتن
inclining right
به سمت راست گرایش داشتن
inclining slightly
به طور جزئی گرایش داشتن
inclining gently
به آرامی گرایش داشتن
she is inclining towards a healthier lifestyle.
او به سمت یک سبک زندگی سالم تر گرایش دارد.
the evidence is inclining us to believe his story.
شواهد ما را به باور داستانش سوق میدهد.
he is inclining his head to listen more closely.
او سرش را خم میکند تا بیشتر دقت کند.
they are inclining to support the new policy.
آنها تمایل به حمایت از سیاست جدید دارند.
the tree is inclining due to the strong winds.
درخت به دلیل وزش بادهای شدید در حال خم شدن است.
she is inclining her opinion towards environmental issues.
او نظر خود را بیشتر به سمت مسائل زیست محیطی گرایش دارد.
the report is inclining towards a positive outcome.
گزارش به سمت یک نتیجه مثبت گرایش دارد.
he was inclining to take the job offer.
او تمایل به پذیرش پیشنهاد شغلی داشت.
the discussion is inclining towards a consensus.
بحث به سمت اجماع پیش میرود.
her interests are inclining more towards art lately.
علاقه او اخیراً بیشتر به سمت هنر گرایش پیدا کرده است.
inclining towards
به سمت گرایش داشتن
inclining downwards
به سمت پایین گرایش داشتن
inclining upward
به سمت بالا گرایش داشتن
inclining away
دور شدن
inclining back
به سمت عقب گرایش داشتن
inclining forward
به سمت جلو گرایش داشتن
inclining left
به سمت چپ گرایش داشتن
inclining right
به سمت راست گرایش داشتن
inclining slightly
به طور جزئی گرایش داشتن
inclining gently
به آرامی گرایش داشتن
she is inclining towards a healthier lifestyle.
او به سمت یک سبک زندگی سالم تر گرایش دارد.
the evidence is inclining us to believe his story.
شواهد ما را به باور داستانش سوق میدهد.
he is inclining his head to listen more closely.
او سرش را خم میکند تا بیشتر دقت کند.
they are inclining to support the new policy.
آنها تمایل به حمایت از سیاست جدید دارند.
the tree is inclining due to the strong winds.
درخت به دلیل وزش بادهای شدید در حال خم شدن است.
she is inclining her opinion towards environmental issues.
او نظر خود را بیشتر به سمت مسائل زیست محیطی گرایش دارد.
the report is inclining towards a positive outcome.
گزارش به سمت یک نتیجه مثبت گرایش دارد.
he was inclining to take the job offer.
او تمایل به پذیرش پیشنهاد شغلی داشت.
the discussion is inclining towards a consensus.
بحث به سمت اجماع پیش میرود.
her interests are inclining more towards art lately.
علاقه او اخیراً بیشتر به سمت هنر گرایش پیدا کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید