inclinings

[ایالات متحده]/ɪnˈklaɪnɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈklaɪnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تمایل; ترجیح; گرایش

عبارات و ترکیب‌ها

inclining towards

به سمت گرایش داشتن

inclining downwards

به سمت پایین گرایش داشتن

inclining upward

به سمت بالا گرایش داشتن

inclining away

دور شدن

inclining back

به سمت عقب گرایش داشتن

inclining forward

به سمت جلو گرایش داشتن

inclining left

به سمت چپ گرایش داشتن

inclining right

به سمت راست گرایش داشتن

inclining slightly

به طور جزئی گرایش داشتن

inclining gently

به آرامی گرایش داشتن

جملات نمونه

she is inclining towards a healthier lifestyle.

او به سمت یک سبک زندگی سالم تر گرایش دارد.

the evidence is inclining us to believe his story.

شواهد ما را به باور داستانش سوق می‌دهد.

he is inclining his head to listen more closely.

او سرش را خم می‌کند تا بیشتر دقت کند.

they are inclining to support the new policy.

آنها تمایل به حمایت از سیاست جدید دارند.

the tree is inclining due to the strong winds.

درخت به دلیل وزش بادهای شدید در حال خم شدن است.

she is inclining her opinion towards environmental issues.

او نظر خود را بیشتر به سمت مسائل زیست محیطی گرایش دارد.

the report is inclining towards a positive outcome.

گزارش به سمت یک نتیجه مثبت گرایش دارد.

he was inclining to take the job offer.

او تمایل به پذیرش پیشنهاد شغلی داشت.

the discussion is inclining towards a consensus.

بحث به سمت اجماع پیش می‌رود.

her interests are inclining more towards art lately.

علاقه او اخیراً بیشتر به سمت هنر گرایش پیدا کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید