inflate tires
باد لاستیکها را پر کنید
inflated prices
قیمتهای افزایش یافته
inflating balloon
بالون را باد کردن
inflatable mattress
تشک بادی
inflated ego
خودشیفتگی متکبرانه
rapidly inflate
به سرعت باد کنید
keep inflating
به باد کردن ادامه دهید
inflate further
بیشتر باد کنید
continues to inflate
به باد کردن ادامه میدهد
inflate the
باد کردن
when we pumped air into the balloon, it inflated quickly.
وقتی که هوا را داخل بالن پمپ کردیم، به سرعت متورم شد.
housing prices have inflated dramatically over the past decade.
قیمت مسکن در ده سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است.
the company artificially inflated its profits to attract investors.
شرکت به طور مصنوعی سود خود را برای جذب سرمایه گذاران افزایش داد.
his ego was hugely inflated by the unexpected victory.
خودشیفتگی او به شدت با پیروزی غیرمنتظره افزایش یافت.
we need to inflate the life raft before boarding the boat.
ما باید قایق نجات را قبل از سوار شدن به قایق متورم کنیم.
the hyperinflation has devastated the national economy.
هایپر تورم اقتصاد ملی را ویران کرده است.
they spent hours inflating balloons for the birthday party.
آنها ساعت ها برای مهمانی تولد بالن ها را متورم کردند.
the inflated sense of his own importance made him difficult to work with.
حس متورم از اهمیت خود باعث شد با او کار کردن دشوار باشد.
governments struggle to control persistent inflation through various policies.
دولت ها برای کنترل تورم مداوم از طریق سیاست های مختلف تلاش می کنند.
please inflate the tires to the recommended pressure before driving.
لطفا قبل از رانندگی لاستیک ها را با فشار توصیه شده متورم کنید.
the small disagreement quickly inflated into a heated argument.
اختلاف نظر کوچک به سرعت به یک بحث داغ تبدیل شد.
the cost of daily necessities has inflated significantly this year.
هزینه کالاهای ضروری روزانه امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
economists warn that the inflated currency could trigger a crisis.
اقتصاددانان هشدار می دهند که افزایش ارزش پولارشی ممکن است باعث بحران شود.
inflate tires
باد لاستیکها را پر کنید
inflated prices
قیمتهای افزایش یافته
inflating balloon
بالون را باد کردن
inflatable mattress
تشک بادی
inflated ego
خودشیفتگی متکبرانه
rapidly inflate
به سرعت باد کنید
keep inflating
به باد کردن ادامه دهید
inflate further
بیشتر باد کنید
continues to inflate
به باد کردن ادامه میدهد
inflate the
باد کردن
when we pumped air into the balloon, it inflated quickly.
وقتی که هوا را داخل بالن پمپ کردیم، به سرعت متورم شد.
housing prices have inflated dramatically over the past decade.
قیمت مسکن در ده سال گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است.
the company artificially inflated its profits to attract investors.
شرکت به طور مصنوعی سود خود را برای جذب سرمایه گذاران افزایش داد.
his ego was hugely inflated by the unexpected victory.
خودشیفتگی او به شدت با پیروزی غیرمنتظره افزایش یافت.
we need to inflate the life raft before boarding the boat.
ما باید قایق نجات را قبل از سوار شدن به قایق متورم کنیم.
the hyperinflation has devastated the national economy.
هایپر تورم اقتصاد ملی را ویران کرده است.
they spent hours inflating balloons for the birthday party.
آنها ساعت ها برای مهمانی تولد بالن ها را متورم کردند.
the inflated sense of his own importance made him difficult to work with.
حس متورم از اهمیت خود باعث شد با او کار کردن دشوار باشد.
governments struggle to control persistent inflation through various policies.
دولت ها برای کنترل تورم مداوم از طریق سیاست های مختلف تلاش می کنند.
please inflate the tires to the recommended pressure before driving.
لطفا قبل از رانندگی لاستیک ها را با فشار توصیه شده متورم کنید.
the small disagreement quickly inflated into a heated argument.
اختلاف نظر کوچک به سرعت به یک بحث داغ تبدیل شد.
the cost of daily necessities has inflated significantly this year.
هزینه کالاهای ضروری روزانه امسال به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
economists warn that the inflated currency could trigger a crisis.
اقتصاددانان هشدار می دهند که افزایش ارزش پولارشی ممکن است باعث بحران شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید