initial-taste

[ایالات متحده]/[ˈɪnɪʃəl teɪst]/
[بریتانیا]/[ˈɪnɪʃəl teɪst]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اولین حس طعم؛ یک طعم اولیه؛ یک نمونه کوچک غذایی برای ارزیابی طعم آن؛ تجربه یا درک اولیه.

عبارات و ترکیب‌ها

initial-taste test

آزمایش طعم اولیه

جملات نمونه

the initial-taste of the coffee was surprisingly bitter.

چشیدن اولی کاهوی به طور شگفت‌آوری تلخ بود.

i got an initial-taste of the project during the meeting.

من در جلسه چشیدن اولی پروژه را داشتم.

the initial-taste of success motivated him to continue.

چشیدن اولی موفقیت او را تشویق به ادامه کار کرد.

she had an initial-taste of motherhood with her niece.

او با خاله‌اش چشیدن اولی مادری را داشت.

the initial-taste of freedom was exhilarating after years of captivity.

چشیدن اولی آزادی پس از سال‌های نگهداری شگفت‌انگیز بود.

he got an initial-taste of the challenges ahead.

او چشیدن اولی چالش‌های آینده را داشت.

the initial-taste of the new medicine was unpleasant.

چشیدن اولی داروی جدید ناخوشایند بود.

it was an initial-taste of what life could be like.

این چشیدن اولی این بود که زندگی چگونه می‌تواند باشد.

the initial-taste of victory was sweet and satisfying.

چشیدن اولی پیروزی شیرین و رضایت‌بخش بود.

i had an initial-taste of the local cuisine at the market.

من در بازار چشیدن اولی غذاهای محلی را داشتم.

the initial-taste of the software was promising.

چشیدن اولی نرم‌افزار وعده‌دهنده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید