innocencies

[ایالات متحده]/ˈɪnəsənsi/
[بریتانیا]/ˈɪnəsənsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت عدم گناه؛ پاکی یا عدم فساد

عبارات و ترکیب‌ها

preserve innocency

حفظ معصومیت

innocency of youth

معصومیت جوانی

innocency is bliss

معصومیت بهشت است

innocency proven

معصومیت اثبات شده

innocency lost

معصومیت از دست رفته

innocency restored

معصومیت بازگردانده شده

innocency maintained

حفظ معصومیت

innocency defended

دفاع از معصومیت

innocency questioned

معصومیت مورد سوال قرار گرفت

innocency acknowledged

اعتراف به معصومیت

جملات نمونه

her innocency was evident in her naive questions.

معصومیت او در سؤالات ساده‌اش آشکار بود.

he maintained his innocency despite the accusations.

او با وجود اتهامات، معصومیت خود را حفظ کرد.

the court found him to be a symbol of innocency.

دادگاه او را نمادی از معصومیت تشخیص داد.

her innocency made her a target for manipulation.

معصومیت او باعث شد هدف دستکاری قرار گیرد.

they argued that his innocency should be preserved.

آنها استدلال کردند که معصومیت او باید حفظ شود.

innocency is often lost in the harsh realities of life.

معصومیت اغلب در واقعیت‌های سخت زندگی از بین می‌رود.

the story highlighted the theme of innocency versus corruption.

داستان موضوع معصومیت در برابر فساد را برجسته کرد.

her smile radiated a sense of innocency and joy.

لبخند او حسی از معصومیت و شادی را نشان می‌داد.

he fought to protect the innocency of the children.

او برای محافظت از معصومیت کودکان مبارزه کرد.

innocency can sometimes be mistaken for ignorance.

معصومیت گاهی اوقات می‌تواند با نادانی اشتباه گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید