inrush

[ایالات متحده]/ˈɪn.rʌʃ/
[بریتانیا]/ˈɪn.rʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جریان ناگهانی یا ورود; عمل هجوم آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

inrush current

جریان لحظه‌ای

inrush voltage

ولتاژ لحظه‌ای

inrush energy

انرژی لحظه‌ای

inrush limit

حد جریان لحظه‌ای

inrush time

زمان جریان لحظه‌ای

inrush protection

محافظت در برابر جریان لحظه‌ای

inrush phenomenon

پدیده‌ی جریان لحظه‌ای

inrush behavior

رفتار جریان لحظه‌ای

inrush surge

آشفتگی جریان لحظه‌ای

inrush flow

جریان لحظه‌ای

جملات نمونه

the inrush of water caused the dam to overflow.

جذب ناگهانی آب باعث سرریز شدن سد شد.

we need to control the inrush of air into the system.

ما باید جریان هوای ورودی به سیستم را کنترل کنیم.

the inrush current can damage electrical components.

جریان ورودی می تواند به اجزای الکتریکی آسیب برساند.

during the storm, there was an inrush of customers seeking shelter.

طی طوفان، سیل مشتریانی که به دنبال پناهگاه بودند، وجود داشت.

the inrush of new ideas revitalized the project.

جذب ایده های جدید، پروژه را دوباره زنده کرد.

they monitored the inrush of data during the experiment.

آنها جریان داده را در طول آزمایش رصد کردند.

the inrush of tourists boosted the local economy.

جذب گردشگران اقتصاد محلی را تقویت کرد.

engineers studied the inrush flow in the pipeline.

مهندسان جریان ورودی در خط لوله را مطالعه کردند.

there was a sudden inrush of excitement at the event.

در این رویداد ناگهان سیل هیجان وجود داشت.

they had to manage the inrush of students during registration.

آنها باید جریان دانش آموزان در طول ثبت نام را مدیریت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید