insteps

[ایالات متحده]/ˈɪn.stɛps/
[بریتانیا]/ˈɪn.stɛps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت بالایی پا بین انگشتان و مچ پا؛ اشیایی که شکل قوس پا را دارند

عبارات و ترکیب‌ها

insteps pain

درد در قوس پا

insteps support

حمایت قوس پا

insteps arch

قوس پا

insteps injury

آسیب قوس پا

insteps exercise

تمرین قوس پا

insteps stretch

کششی برای قوس پا

insteps discomfort

ناراحتی در قوس پا

insteps massage

ماساژ قوس پا

insteps shoes

کفش قوس پا

insteps alignment

ترازی قوس پا

جملات نمونه

the shoes have soft insteps for added comfort.

کفش‌ها دارای قوس‌های نرم برای افزایش راحتی هستند.

she felt pain in her insteps after the long walk.

او بعد از پیاده‌روی طولانی، درد در قوس‌های پا احساس کرد.

proper arch support can help alleviate pressure on the insteps.

حمایت مناسب از قوس پا می‌تواند به کاهش فشار روی قوس‌ها کمک کند.

he noticed blisters forming on his insteps from the new shoes.

او متوجه شد که از آن کفش‌های جدید تاول روی قوس‌های پایش شکل می‌گیرد.

she prefers shoes that have padded insteps for extra cushioning.

او کفش‌هایی را که دارای قوس‌های پددار برای عایق‌بندی بیشتر هستند، ترجیح می‌دهد.

after the workout, his insteps were sore and tired.

بعد از تمرین، قوس‌های پای او دردناک و خسته بودند.

insteps play a crucial role in maintaining balance while walking.

قوس‌ها نقش مهمی در حفظ تعادل هنگام راه رفتن دارند.

she often stretches her insteps to prevent injuries.

او اغلب قوس‌های پا را برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی‌ها کشش می‌دهد.

custom orthotics can provide better support for the insteps.

کفی‌های طبی می‌توانند پشتیبانی بهتری برای قوس‌ها فراهم کنند.

he bought new insoles to improve the comfort of his insteps.

او زیرپاپوشی جدید خرید تا راحتی قوس‌های پا را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید