institutionalised racism
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised abuse
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised learning
تبدیل به یک رویه سازمانی
be institutionalised
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised care
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised sexism
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised practices
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised support
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised system
تبدیل به یک رویه سازمانی
the system of care was deeply institutionalised, making change difficult.
سیستم مراقبت به شدت نهادینه شده بود و ایجاد تغییر را دشوار میکرد.
many felt the charity work was too institutionalised and lacked genuine compassion.
بسیاری احساس میکردند که کار خیریه بیش از حد نهادینه شده و فاقد شفقت واقعی است.
the military training program was highly institutionalised, emphasizing strict protocols.
برنامه آموزش نظامی به شدت نهادینه شده بود و بر رعایت دقیق پروتکلها تاکید داشت.
we need to avoid becoming too institutionalised in our approach to problem-solving.
ما باید از نهادینه شدن بیش از حد در رویکرد خود به حل مسئله خودداری کنیم.
the university's research was becoming increasingly institutionalised and less innovative.
تحقیقات دانشگاه به طور فزایندهای نهادینه و کمتر نوآورانه میشد.
the legal system is often institutionalised, favouring those with resources.
سیستم حقوقی اغلب نهادینه است و جانبدارانه از کسانی حمایت میکند که منابع دارند.
the company culture had become so institutionalised that new ideas were suppressed.
فرهنگ شرکت آنقدر نهادینه شده بود که ایدههای جدید سرکوب میشدند.
the government's response to the crisis was overly institutionalised and slow.
پاسخ دولت به بحران بیش از حد نهادینه و کند بود.
the artist criticised the art world for being too institutionalised and elitist.
هنرمند دنیای هنر را به دلیل نهادینه و نخبهگرایی بیش از حد مورد انتقاد قرار داد.
the school's curriculum was rigidly institutionalised, stifling student creativity.
برنامه درسی مدرسه به طور سفت و سخت نهادینه شده بود و خلاقیت دانشآموزان را خفه میکرد.
the process was heavily institutionalised, requiring multiple layers of approval.
این فرآیند به شدت نهادینه شده بود و نیاز به چندین لایه تایید داشت.
institutionalised racism
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised abuse
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised learning
تبدیل به یک رویه سازمانی
be institutionalised
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised care
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised sexism
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised practices
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised support
تبدیل به یک رویه سازمانی
institutionalised system
تبدیل به یک رویه سازمانی
the system of care was deeply institutionalised, making change difficult.
سیستم مراقبت به شدت نهادینه شده بود و ایجاد تغییر را دشوار میکرد.
many felt the charity work was too institutionalised and lacked genuine compassion.
بسیاری احساس میکردند که کار خیریه بیش از حد نهادینه شده و فاقد شفقت واقعی است.
the military training program was highly institutionalised, emphasizing strict protocols.
برنامه آموزش نظامی به شدت نهادینه شده بود و بر رعایت دقیق پروتکلها تاکید داشت.
we need to avoid becoming too institutionalised in our approach to problem-solving.
ما باید از نهادینه شدن بیش از حد در رویکرد خود به حل مسئله خودداری کنیم.
the university's research was becoming increasingly institutionalised and less innovative.
تحقیقات دانشگاه به طور فزایندهای نهادینه و کمتر نوآورانه میشد.
the legal system is often institutionalised, favouring those with resources.
سیستم حقوقی اغلب نهادینه است و جانبدارانه از کسانی حمایت میکند که منابع دارند.
the company culture had become so institutionalised that new ideas were suppressed.
فرهنگ شرکت آنقدر نهادینه شده بود که ایدههای جدید سرکوب میشدند.
the government's response to the crisis was overly institutionalised and slow.
پاسخ دولت به بحران بیش از حد نهادینه و کند بود.
the artist criticised the art world for being too institutionalised and elitist.
هنرمند دنیای هنر را به دلیل نهادینه و نخبهگرایی بیش از حد مورد انتقاد قرار داد.
the school's curriculum was rigidly institutionalised, stifling student creativity.
برنامه درسی مدرسه به طور سفت و سخت نهادینه شده بود و خلاقیت دانشآموزان را خفه میکرد.
the process was heavily institutionalised, requiring multiple layers of approval.
این فرآیند به شدت نهادینه شده بود و نیاز به چندین لایه تایید داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید