intrust

[ایالات متحده]/ɪnˈtrʌst/
[بریتانیا]/ɪnˈtrʌst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به کسی در مورد چیزی اعتماد کردن؛ مسئولیت چیزی را به عهده گرفتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردintrusts
صفت یا فعل حال استمراریintrusting
زمان گذشتهintrusted
قسمت سوم فعلintrusted

جملات نمونه

we decided to intrust our savings to a reputable bank.

ما تصمیم گرفتیم پس انداز خود را به یک بانک معتبر بسپاریم.

the manager will intrust the project to a skilled team.

مدیر پروژه را به یک تیم ماهر می‌سپارد.

she was happy to intrust her secret to her best friend.

او از اینکه راز خود را به بهترین دوستش سپرد خوشحال بود.

they intrust their children’s education to experienced teachers.

آنها آموزش فرزندان خود را به معلمان با تجربه می‌سپارند.

we should intrust the task to someone who can handle it well.

ما باید این کار را به کسی بسپاریم که بتواند آن را به خوبی انجام دهد.

the company decided to intrust the maintenance to a professional service.

شرکت تصمیم گرفت نگهداری را به یک سرویس حرفه‌ای بسپارد.

he was reluctant to intrust his personal information online.

او نمی خواست اطلاعات شخصی خود را به صورت آنلاین به کسی بسپارد.

they intrust their investments to a financial advisor.

آنها سرمایه گذاری خود را به یک مشاور مالی می‌سپارند.

she decided to intrust her health to a qualified doctor.

او تصمیم گرفت سلامتی خود را به یک پزشک واجد شرایط بسپارد.

the organization will intrust the funds to a charity.

سازمان وجوه را به یک سازمان خیریه می‌سپارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید