irradiating

[ایالات متحده]/ɪˈreɪ.di.eɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ɪˈreɪ.di.eɪ.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. روشن کردن یا نور افشاندن; به چیزی نور تاباندن; به چیزی درخشش دادن; درمان با اشعه ایکس یا تابش مشابه

عبارات و ترکیب‌ها

irradiating light

نور تابشی

irradiating energy

انرژی تابشی

irradiating waves

امواج تابشی

irradiating heat

گرما تابشی

irradiating particles

ذرات تابشی

irradiating sources

منابع تابشی

irradiating radiation

تشعشع تابشی

irradiating fields

میدان‌های تابشی

irradiating photons

فوتون‌های تابشی

irradiating substances

مواد تابشی

جملات نمونه

the sun is irradiating the earth with warmth.

خورشید زمین را با گرمای خود روشن می‌کند.

the scientist studied the effects of irradiating plants.

دانشمند اثرات تابش دادن به گیاهان را مطالعه کرد.

they are irradiating the food to kill bacteria.

آنها در حال تابش دادن به غذا برای کشتن باکتری‌ها هستند.

the new technology involves irradiating materials for better durability.

فناوری جدید شامل تابش دادن مواد برای افزایش دوام است.

she felt the irradiating light from the lamp.

او نور تابشی از لامپ را احساس کرد.

irradiating the samples helped in their analysis.

تابش دادن نمونه‌ها به تجزیه و تحلیل آنها کمک کرد.

the artist captured the irradiating colors of the sunset.

هنرمند رنگ‌های تابشی غروب خورشید را به تصویر کشید.

they are researching the benefits of irradiating medical equipment.

آنها در حال تحقیق در مورد فواید تابش دادن تجهیزات پزشکی هستند.

the irradiating heat from the fire kept us warm.

گرماي تابشي از آتش ما را گرم نگه داشت.

she wore a special suit for irradiating experiments.

او لباس مخصوصی برای آزمایشات تابشی پوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید