itched

[ایالات متحده]/ɪtʃt/
[بریتانیا]/ɪtʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری خارش

عبارات و ترکیب‌ها

itched badly

به شدت می‌خاراند

itched all day

در طول روز می‌خاراند

itched furiously

با خشم می‌خاراند

itched constantly

به طور مداوم می‌خاراند

itched persistently

به طور پیوسته می‌خاراند

itched like crazy

خیلی زیاد می‌خاراند

itched intensely

به شدت زیاد می‌خاراند

itched uncontrollably

غیرقابل کنترل می‌خاراند

itched for relief

برای تسکین می‌خاراند

itched to scratch

برای خراشیدن می‌خاراند

جملات نمونه

my arm itched after the mosquito bite.

بازوی من بعد از گزش نشتری خارش گرفت.

she scratched her leg where it itched.

او جایی که می‌خارید، پایش را خاراند.

his nose itched during the allergy season.

در طول فصل آلرژی، بینی او می‌خارید.

the wool sweater itched against my skin.

ژاکت پشمی پوست من را می‌خاراند.

after sitting on the grass, my back itched.

بعد از نشستن روی چمن، کمرم خارش گرفت.

she felt an itch on her head that needed scratching.

او یک خارش روی سرش احساس کرد که نیاز به خاراندن داشت.

his scalp itched after using a new shampoo.

بعد از استفاده از شامپوی جدید، پوست سرش می‌خارید.

the bug bite itched all night long.

گزش حشره در طول شب می‌خارید.

she couldn't concentrate because her feet itched.

او نمی‌توانست تمرکز کند زیرا پاهایش می‌خارید.

he scratched his arm where it itched the most.

او جایی که بیشتر می‌خارید، بازوی خود را خاراند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید