itched badly
به شدت میخاراند
itched all day
در طول روز میخاراند
itched furiously
با خشم میخاراند
itched constantly
به طور مداوم میخاراند
itched persistently
به طور پیوسته میخاراند
itched like crazy
خیلی زیاد میخاراند
itched intensely
به شدت زیاد میخاراند
itched uncontrollably
غیرقابل کنترل میخاراند
itched for relief
برای تسکین میخاراند
itched to scratch
برای خراشیدن میخاراند
my arm itched after the mosquito bite.
بازوی من بعد از گزش نشتری خارش گرفت.
she scratched her leg where it itched.
او جایی که میخارید، پایش را خاراند.
his nose itched during the allergy season.
در طول فصل آلرژی، بینی او میخارید.
the wool sweater itched against my skin.
ژاکت پشمی پوست من را میخاراند.
after sitting on the grass, my back itched.
بعد از نشستن روی چمن، کمرم خارش گرفت.
she felt an itch on her head that needed scratching.
او یک خارش روی سرش احساس کرد که نیاز به خاراندن داشت.
his scalp itched after using a new shampoo.
بعد از استفاده از شامپوی جدید، پوست سرش میخارید.
the bug bite itched all night long.
گزش حشره در طول شب میخارید.
she couldn't concentrate because her feet itched.
او نمیتوانست تمرکز کند زیرا پاهایش میخارید.
he scratched his arm where it itched the most.
او جایی که بیشتر میخارید، بازوی خود را خاراند.
itched badly
به شدت میخاراند
itched all day
در طول روز میخاراند
itched furiously
با خشم میخاراند
itched constantly
به طور مداوم میخاراند
itched persistently
به طور پیوسته میخاراند
itched like crazy
خیلی زیاد میخاراند
itched intensely
به شدت زیاد میخاراند
itched uncontrollably
غیرقابل کنترل میخاراند
itched for relief
برای تسکین میخاراند
itched to scratch
برای خراشیدن میخاراند
my arm itched after the mosquito bite.
بازوی من بعد از گزش نشتری خارش گرفت.
she scratched her leg where it itched.
او جایی که میخارید، پایش را خاراند.
his nose itched during the allergy season.
در طول فصل آلرژی، بینی او میخارید.
the wool sweater itched against my skin.
ژاکت پشمی پوست من را میخاراند.
after sitting on the grass, my back itched.
بعد از نشستن روی چمن، کمرم خارش گرفت.
she felt an itch on her head that needed scratching.
او یک خارش روی سرش احساس کرد که نیاز به خاراندن داشت.
his scalp itched after using a new shampoo.
بعد از استفاده از شامپوی جدید، پوست سرش میخارید.
the bug bite itched all night long.
گزش حشره در طول شب میخارید.
she couldn't concentrate because her feet itched.
او نمیتوانست تمرکز کند زیرا پاهایش میخارید.
he scratched his arm where it itched the most.
او جایی که بیشتر میخارید، بازوی خود را خاراند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید