jamaats

[ایالات متحده]/dʒəˈmɑːts/
[بریتانیا]/dʒəˈmɑːts/

ترجمه

n. جمعیت؛ صورت جمع جماعت؛ جمعیت یا گروهی که به ویژه یک جامعه مسلمان یا گروه نماز گویان است.

عبارات و ترکیب‌ها

jamaats gather

جمعیت‌ها جمع می‌شوند

jamaats assemble

جمعیت‌ها جمع می‌شوند

the jamaats

جمعیت‌ها

local jamaats

جمعیت‌های محلی

praying jamaats

جمعیت‌هایی که دعا می‌کنند

jamaats met

جمعیت‌ها با هم دیدار کردند

jamaats united

جمعیت‌ها یکپارچه شدند

jamaats celebrate

جمعیت‌ها جشن می‌گیرند

muslim jamaats

جمعیت‌های مسلمان

jamaats worship

جمعیت‌ها عبادت می‌کنند

جملات نمونه

the prayer jamaats gathered at the mosque for the friday congregation.

گروه‌های نماز در مسجد جمع شدند تا برای جمعه نماز بخوانند.

local jamaats coordinate their activities during the holy month of ramadan.

گروه‌های محلی در ماه مبارک رمضان فعالیت‌های خود را هماهنگ می‌کنند.

different jamaats from surrounding neighborhoods joined together for the religious festival.

گروه‌های مختلف از نواحی اطراف برای جشن دینی با هم پیوستند.

several jamaats organized charity drives to help those in need within their communities.

چند گروه نهضت‌های خیریه را سازماندهی کردند تا به افراد نیازمند در جامعه‌های خود کمک کنند.

the mosque accommodates multiple jamaats during peak prayer times.

مسجد در زمان‌های پر نماز چند گروه را در خود جای داده است.

religious jamaats play an important role in maintaining community bonds among members.

گروه‌های دینی در حفظ پیوند‌های جامعه‌ای بین اعضای خود نقش مهمی دارند.

various jamaats in the region shared resources to build a new center for worship.

گروه‌های مختلف در منطقه منابع خود را به اشتراک گذاشتند تا یک مرکز جدید برای عبادت ساخته شود.

the council brought together jamaats from across the city to discuss common concerns.

شورا گروه‌هایی را از سراسر شهر جمع کرد تا در مورد نگرانی‌های مشترک بحث کنند.

young professionals formed new jamaats to study islamic teachings on weekends.

کارکنان جوان گروه‌های جدیدی تشکیل دادند تا در ایام ایتام اسلام را مطالعه کنند.

multiple jamaats participated in the interfaith dialogue event held at the community center.

چند گروه در رویداد گفت‌وگو بین دین‌ها که در مرکز جامعه برگزار شد، شرکت کردند.

sister jamaats from different countries exchanged visits to strengthen cultural ties.

گروه‌های خواهر از کشورهای مختلف با بازدید یکدیگر پیوند‌های فرهنگی را تقویت کردند.

the unity among various jamaats was evident during the collective prayer service.

در طول نماز جمعی، وحدت بین گروه‌های مختلف آشکار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید