jours

[ایالات متحده]/[ʒʊər]/
[بریتانیا]/[ʒʊər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. pl. روزها؛ دوره‌های زمانی

عبارات و ترکیب‌ها

jours passés

روزهای گذشته

jours fériés

روزهای تعطیل

jours de pluie

روزهای بارانی

jours sombres

روزهای تاریک

jours meilleurs

روزهای بهتر

jours suivants

روزهای بعدی

jours d'essai

روزهای آزمایشی

jours derniers

روزهای گذشته

jours heureux

روزهای خوشبخت

jours à venir

روزهای آینده

جملات نمونه

we spent three jours exploring the charming old town.

ما سه روز وقت خرج دادیم تا شهر قدیمی جذاب را کاوش کنیم.

the restaurant offers a special menu for these jours.

این رستوران برای این روزها یک منو ویژه ارائه می دهد.

during these jours, the market is exceptionally busy.

در این روزها، بازار به ویژه پر از فعالیت است.

i'm looking forward to relaxing jours after the exam.

من انتظار روزهای آرامش بعد از امتحان را می کشم.

the festival lasts for five jours every summer.

تکوار هر ساله به مدت پنج روز ادامه می یابد.

these jours are perfect for a family picnic.

این روزها برای یک ناهار گروهی خانوادگی مناسب است.

the project deadline is in ten jours.

مهلت پروژه ده روز دیگر است.

i need to finish this report within deux jours.

من باید این گزارش را در دو روز پایان دهم.

the museum is closed during these jours.

موزه در این روزها بسته است.

let's plan a trip for several jours.

بیایید یک سفر را برای چند روز برنامه ریزی کنیم.

the weather forecast predicts sunny jours ahead.

پیش بینی آب و هوا از روزهای آفتابی در آینده سخن می گوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید