kairo

[ایالات متحده]/ˈkaɪrəʊ/
[بریتانیا]/ˈkaɪroʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پایتخت مصر؛ نام خانوادگی مرد
شکل‌های واژه
جمعkairos

عبارات و ترکیب‌ها

kairo time

زمان کairo

kairo system

سیستم کairo

old kairo

کairo قدیم

greater kairo

کairo بزرگتر

kairo guard

گارد کairo

kairo night

شب کairo

near kairo

نزدیک کairo

kairo base

پایه کairo

kairo logic

منطق کairo

the kairo

کairo

جملات نمونه

the electronic kairo controls the entire system.

کنترل الکترونیکی کایرو سیستم کلی را کنترل می کند.

she pressed the kairo to activate the device.

او کایرو را فشار داد تا دستگاه فعال شود.

a broken kairo can cause power failure.

یک کایرو شکسته می تواند باعث قطع برق شود.

the kairo connects all components together.

کایرو تمام اجزا را به هم متصل می کند.

modern devices use complex kairo systems.

دستگاه های مدرن از سیستم های پیچیده کایرو استفاده می کنند.

the kairo was damaged in the storm.

کایرو در طوفان آسیب دید.

engineers designed a new kairo layout.

مهندسان یک طرح جدید کایرو طراحی کردند.

the kairo board needs replacement.

برد کایرو نیاز به تعویض دارد.

each kairo has multiple functions.

هر کایرو دارای چندین تابع است.

the circuit kairo works perfectly now.

کایرو مدار حالا به طور کامل کار می کند.

a short circuit in the kairo caused the fire.

یک کوتاه مدار در کایرو باعث ایجاد آتش شد.

the kairo integrates with the main processor.

کایرو با پردازنده اصلی ادغام می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید