keening wail
ناله حزن انگیز
keening sound
صدای حزن انگیز
keening cry
گریه حزن انگیز
keening lament
مرثیه حزن انگیز
keening song
آهنگ حزن انگیز
keening voice
صدای حزن انگیز
keening ritual
آیین حزن انگیز
keening mother
مادر حزن انگیز
keening grief
غم حزن انگیز
keening echo
بازتاب حزن انگیز
the mother was keening for her lost child.
مادر بر فراق فرزندش زار زار میگریست.
he heard the keening sound in the distance.
او صدای ناله را از دور شنید.
she began keening softly during the funeral.
او در طول مراسم تشییع جنازه به آرامی ناله میکرد.
the community gathered to share in the keening.
جامعه برای شریک شدن در ناله گرد هم آمد.
keening is a traditional expression of grief.
ناله یک بیان سنتی غم و اندوه است.
he felt the keening of the wind as a sign of sorrow.
او وزش باد را به عنوان نشانه ای از غم و اندوه احساس کرد.
they listened to the keening of the sea at night.
آنها شبها به ناله دریا گوش دادند.
the keening wails echoed through the valley.
نالههای ناله در دره طنین انداز شد.
her keening was a haunting melody of loss.
ناله او یک ملودی دلخراش از دست دادن بود.
in the play, the character's keening revealed deep sorrow.
در نمایش، ناله شخصیت، غم و اندوه عمیقی را نشان داد.
keening wail
ناله حزن انگیز
keening sound
صدای حزن انگیز
keening cry
گریه حزن انگیز
keening lament
مرثیه حزن انگیز
keening song
آهنگ حزن انگیز
keening voice
صدای حزن انگیز
keening ritual
آیین حزن انگیز
keening mother
مادر حزن انگیز
keening grief
غم حزن انگیز
keening echo
بازتاب حزن انگیز
the mother was keening for her lost child.
مادر بر فراق فرزندش زار زار میگریست.
he heard the keening sound in the distance.
او صدای ناله را از دور شنید.
she began keening softly during the funeral.
او در طول مراسم تشییع جنازه به آرامی ناله میکرد.
the community gathered to share in the keening.
جامعه برای شریک شدن در ناله گرد هم آمد.
keening is a traditional expression of grief.
ناله یک بیان سنتی غم و اندوه است.
he felt the keening of the wind as a sign of sorrow.
او وزش باد را به عنوان نشانه ای از غم و اندوه احساس کرد.
they listened to the keening of the sea at night.
آنها شبها به ناله دریا گوش دادند.
the keening wails echoed through the valley.
نالههای ناله در دره طنین انداز شد.
her keening was a haunting melody of loss.
ناله او یک ملودی دلخراش از دست دادن بود.
in the play, the character's keening revealed deep sorrow.
در نمایش، ناله شخصیت، غم و اندوه عمیقی را نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید