kerf

[ایالات متحده]/kɜːf/
[بریتانیا]/kɜrf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عرض برشی که توسط اره یا ابزار مشابهی ایجاد می‌شود؛ شیار یا شکاف ایجاد شده توسط برش
Word Forms
جمعkerfs

عبارات و ترکیب‌ها

kerf width

عرض برش

kerf angle

زاویه برش

kerf depth

عمق برش

kerf cut

برش برش

kerf loss

از دست دادن برش

kerf line

خط برش

kerf pattern

الگوی برش

kerf shape

شکل برش

kerf measurement

اندازه گیری برش

kerf design

طراحی برش

جملات نمونه

the saw's kerf determines how much material is removed.

برش اره تعیین می‌کند که چه مقدار مواد برداشته شود.

a wider kerf can make cutting easier but less precise.

یک برش گسترده‌تر می‌تواند برش را آسان‌تر اما کمتر دقیق کند.

it's important to account for the kerf when measuring cuts.

هنگام اندازه‌گیری برش‌ها، در نظر گرفتن برش مهم است.

different blades produce different kerf widths.

تیغه‌های مختلف عرض‌های برش متفاوتی تولید می‌کنند.

he adjusted the tool to minimize the kerf.

او ابزار را برای به حداقل رساندن برش تنظیم کرد.

the kerf can affect the overall efficiency of the operation.

برش می‌تواند بر کارایی کلی عملیات تأثیر بگذارد.

understanding kerf is crucial for woodworkers.

درک برش برای چوب‌سازان بسیار مهم است.

using a thinner kerf blade can save material.

استفاده از تیغه‌ای با برش نازک‌تر می‌تواند در صرفه‌جویی در مصالح کمک کند.

he measured the kerf before starting the project.

او قبل از شروع پروژه، برش را اندازه‌گیری کرد.

kerf is an important factor in precision cutting.

برش یک عامل مهم در برش دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید