killable target
هدف قابل کشتن
potentially killable
به طور بالقوه قابل کشتن
killable zone
منطقه قابل کشتن
easily killable
به راحتی قابل کشتن
killable asset
دارایی قابل کشتن
being killable
در حال قابل کشتن بودن
considered killable
در نظر گرفته شده به عنوان قابل کشتن
killable unit
واحد قابل کشتن
highly killable
بسیار قابل کشتن
seemingly killable
به ظاهر قابل کشتن
the game featured a killable boss with multiple phases.
بازی دارای یک باس قابل کشتن با مراحل متعدد بود.
are all enemies in this level killable, or are some invincible?
آیا همه دشمنان در این سطح قابل کشتن هستند، یا برخی از آنها شکستناپذیرند؟
the killable wildlife added a sense of realism to the simulation.
زندگی وحشی قابل کشتن حسی از واقعگرایی را به شبیهسازی اضافه کرد.
players enjoyed the challenge of taking down the killable dragon.
بازیکنان از چالش شکست دادن اژدهای قابل کشتن لذت بردند.
the killable npcs provided a dynamic and engaging experience.
شخصیتهای غیرقابل بازی قابل کشتن یک تجربه پویا و جذاب ارائه دادند.
it's satisfying to eliminate every killable target in the area.
حذف هر هدف قابل کشتن در منطقه، رضایتبخش است.
the killable creatures roamed the forest, posing a threat.
موجودات قابل کشتن در جنگل پرسه میزدند و تهدیدی ایجاد میکردند.
we designed the game with plenty of killable enemies to fight.
ما بازی را با دشمنان قابل کشتن فراوان برای مبارزه طراحی کردیم.
the killable units were crucial for securing the objective.
واحدهای قابل کشتن برای تأمین هدف بسیار مهم بودند.
is the giant spider a killable foe, or should we avoid it?
آیا عنکبوت غول پیکر دشمنی قابل کشتن است، یا باید از آن اجتناب کنیم؟
the killable robots were programmed with simple ai routines.
رباتهای قابل کشتن با روالهای ساده هوش مصنوعی برنامهریزی شده بودند.
killable target
هدف قابل کشتن
potentially killable
به طور بالقوه قابل کشتن
killable zone
منطقه قابل کشتن
easily killable
به راحتی قابل کشتن
killable asset
دارایی قابل کشتن
being killable
در حال قابل کشتن بودن
considered killable
در نظر گرفته شده به عنوان قابل کشتن
killable unit
واحد قابل کشتن
highly killable
بسیار قابل کشتن
seemingly killable
به ظاهر قابل کشتن
the game featured a killable boss with multiple phases.
بازی دارای یک باس قابل کشتن با مراحل متعدد بود.
are all enemies in this level killable, or are some invincible?
آیا همه دشمنان در این سطح قابل کشتن هستند، یا برخی از آنها شکستناپذیرند؟
the killable wildlife added a sense of realism to the simulation.
زندگی وحشی قابل کشتن حسی از واقعگرایی را به شبیهسازی اضافه کرد.
players enjoyed the challenge of taking down the killable dragon.
بازیکنان از چالش شکست دادن اژدهای قابل کشتن لذت بردند.
the killable npcs provided a dynamic and engaging experience.
شخصیتهای غیرقابل بازی قابل کشتن یک تجربه پویا و جذاب ارائه دادند.
it's satisfying to eliminate every killable target in the area.
حذف هر هدف قابل کشتن در منطقه، رضایتبخش است.
the killable creatures roamed the forest, posing a threat.
موجودات قابل کشتن در جنگل پرسه میزدند و تهدیدی ایجاد میکردند.
we designed the game with plenty of killable enemies to fight.
ما بازی را با دشمنان قابل کشتن فراوان برای مبارزه طراحی کردیم.
the killable units were crucial for securing the objective.
واحدهای قابل کشتن برای تأمین هدف بسیار مهم بودند.
is the giant spider a killable foe, or should we avoid it?
آیا عنکبوت غول پیکر دشمنی قابل کشتن است، یا باید از آن اجتناب کنیم؟
the killable robots were programmed with simple ai routines.
رباتهای قابل کشتن با روالهای ساده هوش مصنوعی برنامهریزی شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید