| جمع | killies |
killy vibe
انرژی کیلی
killy energy
انرژی کیلی
super killy
کیلی فوق العاده
killy stare
نگاه کیلی
extremely killy
کیلی بسیار
killy look
نگاه کیلی
killy aura
aura کیلی
so killy
اینقدر کیلی
killy presence
حضور کیلی
really killy
واقعا کیلی
that killy wee cottage looks so cozy nestled in the hills.
آن کیلی کوتاژ کوچک در کوهها به نظر میرسد که خیلی گرم و دوستداشتنی است.
she called her baby a killy little thing.
او به بچهاش یک چیز کیلی کوچک گفت.
what a killy surprise you gave me!
چه مفاجأتی کیلی از خودت به من دادی!
he's got a killy sense of humor.
او یک حس کیلی از هumor دارد.
the killy puppy followed us home.
سگ کیلی پشت ما به خانه رفت.
that's a killy bit of trouble you've gotten into.
این یک کمی کیلی از مشکل است که شما در آن گیر کردهاید.
i remember that killy song from my childhood.
من آن آهنگ کیلی را از کودکی خودم به یاد میآورم.
she gave me a killy wink across the room.
او به من یک نگاه کیلی از طرف اتاق داد.
what a killy idea you had!
چه ایدهای کیلی داشتی!
the killy cat sat by the fire.
گربه کیلی در کنار آتش نشست.
that was a killy mistake.
این یک خطا کیلی بود.
he has a killy personality.
او یک شخصیت کیلی دارد.
killy vibe
انرژی کیلی
killy energy
انرژی کیلی
super killy
کیلی فوق العاده
killy stare
نگاه کیلی
extremely killy
کیلی بسیار
killy look
نگاه کیلی
killy aura
aura کیلی
so killy
اینقدر کیلی
killy presence
حضور کیلی
really killy
واقعا کیلی
that killy wee cottage looks so cozy nestled in the hills.
آن کیلی کوتاژ کوچک در کوهها به نظر میرسد که خیلی گرم و دوستداشتنی است.
she called her baby a killy little thing.
او به بچهاش یک چیز کیلی کوچک گفت.
what a killy surprise you gave me!
چه مفاجأتی کیلی از خودت به من دادی!
he's got a killy sense of humor.
او یک حس کیلی از هumor دارد.
the killy puppy followed us home.
سگ کیلی پشت ما به خانه رفت.
that's a killy bit of trouble you've gotten into.
این یک کمی کیلی از مشکل است که شما در آن گیر کردهاید.
i remember that killy song from my childhood.
من آن آهنگ کیلی را از کودکی خودم به یاد میآورم.
she gave me a killy wink across the room.
او به من یک نگاه کیلی از طرف اتاق داد.
what a killy idea you had!
چه ایدهای کیلی داشتی!
the killy cat sat by the fire.
گربه کیلی در کنار آتش نشست.
that was a killy mistake.
این یک خطا کیلی بود.
he has a killy personality.
او یک شخصیت کیلی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید