kindlier

[ایالات متحده]/'kaɪndlɪ/
[بریتانیا]/'kaɪndli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز گرم، ملایم یا سخاوتمندانه
adj. گرم، با ملاحظه، صریح و دوستانه

عبارات و ترکیب‌ها

act kindly

مهربانانه عمل کنید

respond kindly

مهربانانه پاسخ دهید

treat kindly

مهربانانه رفتار کنید

speak kindly

مهربانانه صحبت کنید

behave kindly

مهربانانه رفتار کنید

ask kindly

مهربانانه بپرسید

take something kindly

مهربانانه چیزی بگیرید

take kindly to

مهربانانه با آن رفتار کنید

جملات نمونه

kindly soil for crops

خاک مناسب برای محصولات

Kindly put it back.

لطفاً آن را دوباره سر جای خود قرار دهید.

to treat someone kindly

با مهربانی با کسی رفتار کردن

he was a quiet, kindly man.

او مردی آرام و مهربان بود.

He spoke kindly to us.

او با ما با مهربانی صحبت کرد.

take kindly to constructive criticism.

با روی خوشی با انتقادات سازنده برخورد کنید.

Would you kindly close the window?

آیا لطفاً می توانید پنجره را ببندید؟

She kindly overlooked their mistake.

او به طور مهربانانه اشتباه آنها را نادیده گرفت.

he was an unassuming and kindly man.

او مردی متواضع و مهربان بود.

They spoke most kindly as my compurgators.

آنها با نهایت مهربانی به عنوان تضمین کنندگان من صحبت کردند.

He gave me some kindly advice.

او به من توصیه های مهربانانه ای داد.

Will you kindly shut the door?

آیا لطفاً می توانید در را ببندید؟

He did not take kindly to the tag of pauper.

او با خوشحالی برچسب فقیر را نپذیرفت.

She did not take kindly to cat.

او با خوشحالی گربه را نپذیرفت.

a kindly interest; a gentle, kindly soul.See Synonyms at kind 1

یک علاقه مهربانانه؛ یک روح مهربان و ملایم. به مترادف ها در کلمه مهربان نگاه کنید 1

I don’t take kindly to criticism from him.

من با خوشحالی انتقاد از او را نمی پذیرم.

She didn’t take kindly to my suggestion.

او با خوشحالی پیشنهاد من را نپذیرفت.

a kindly old woman might give her a crust.

یک زن پیر مهربان ممکن است یک پوسته به او بدهد.

will you kindly sign the enclosed copy of this letter.

لطفاً نسخه پیوست این نامه را امضا کنید.

نمونه‌های واقعی

I thank you kindly, but will still proceed.

من از شما صمیمانه تشکر می‌کنم، اما همچنان ادامه خواهم داد.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

That's all right! 'replied the Rat kindly.

مشکلی نیست! 'جویانه موش با مهربانی پاسخ داد.

منبع: The Wind in the Willows

I was welcomed very kindly at my hotel.

من در هتل بسیار با مهربانی مورد استقبال قرار گرفتم.

منبع: "The Prisoner of Zenda" Simplified Version (Level 3)

He was looking after me so kindly.

او به طرز فوق العاده ای از من مراقبت می کرد.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

You helped me in everything very kindly.

شما در همه چیزها بسیار با مهربانی به من کمک کردید.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

We offered them food and spoke to them kindly, but they remained motionless.

ما به آنها غذا پیشنهاد دادیم و با مهربانی با آنها صحبت کردیم، اما آنها بی حرکت ماندند.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

This planet doesn't take to kindly to parasites.

این سیاره به سختی با انگل ها کنار می آید.

منبع: Super Girl Season 2 S02

The magician greeted him very kindly.

جادوگر با مهربانی با او خوشامد گفت.

منبع: American Elementary School English 5

The Sun's surface is, to put it kindly, a mess.

سطح خورشید، برای بیان حقیقت، یک آشفتگی است.

منبع: Crash Course Astronomy

In this case, the lines 'Had we never lov'd sae kindly'.

در این مورد، خطوط 'اگر هرگز آنقدر مهربانانه دوست نداشته بودیم'.

منبع: Appreciation of English Poetry

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید