klown

[ایالات متحده]/klaʊn/
[بریتانیا]/klaʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(slang/internet) یک مرد زشت که فکر می‌کند قهرمان است؛ یک مرد خودپسند و متوهم؛ (تراکمدی) کرون (نام یک بیماری یا شخص)

عبارات و ترکیب‌ها

klown around

Persian_translation

klowning around

Persian_translation

the klown

Persian_translation

klown shoes

Persian_translation

klown town

Persian_translation

klown mode

Persian_translation

klowned

Persian_translation

klown business

Persian_translation

klown prince

Persian_translation

klown world

Persian_translation

جملات نمونه

the klown entertained the children at the birthday party with balloon animals.

این قلن بچه ها را در مهمانی تولد با حیوانات بادکنکی سرگرم کرد.

she wore a bright red klown nose for the costume party.

او برای مهمانی لباس برای جشن، یک بینی قلن قرمز روشن پوشید.

the circus klown performed daring tricks on the high wire.

قلن سیرک روی سیم خطرناک حرکات جسورانه ای انجام داد.

don't be such a klown about serious matters.

در مورد مسائل جدی آنقدر قلن نباشید.

he klowned around during the meeting, making everyone laugh.

او در طول جلسه قلن بازی کرد و باعث خنده همه شد.

the professional klown applied his make-up carefully before the show.

قلن حرفه ای قبل از اجرا با دقت آرایش خود را انجام داد.

her klown shoes made squeaking sounds as she walked across the stage.

کفش های قلن او هنگام راه رفتن روی صحنه صداهای جیغ ایجاد می کرد.

the birthday party featured a klown who could juggle five balls simultaneously.

مهمانی تولد دارای قلنی بود که می توانست همزمان پنج توپ را به هوا پرتاب کند.

he's not a klown, he's a serious physician who sometimes acts goofy.

او قلن نیست، او یک پزشک جدی است که گاهی اوقات رفتاری احمقانه دارد.

the klown college offers courses in comedy, mime, and balloon sculpting.

دانشگاه قلن دوره های کمدی، میم و مجسمه سازی بادکنکی ارائه می دهد.

children were both frightened and fascinated by the scary klown.

بچه ها هم از قلن ترسیده بودند و هم مجذوب او بودند.

his klown act involved slipping on banana peels in a funny way.

قلن بازی او شامل لیز خوردن روی پوست موز به روشی خنده دار بود.

the sad klown made the audience cry despite his colorful costume.

قلن غمگین باعث شد تماشاچیان با وجود لباس رنگارنگش اشک بروند.

she enrolled in klown school to pursue her dream of circus performance.

او برای دنبال کردن رویای خود در اجرای سیرک در مدرسه قلن ثبت نام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید