knifing attack
حمله با چاقو
knifing incident
واقعه چاقو
knifing spree
حمله چاقو
knifing threat
تهدید با چاقو
knifing victim
قربانی چاقو
knifing attacker's
متجاوز با چاقو
knifing case
موارد چاقو
knifing wounds
زخم های چاقو
knifing fear
ترس از چاقو
knifing culture
فرهنگ چاقو
he was knifing through the dense forest.
او در حال برش دادن از میان جنگل انبوه بود.
the artist is knifing the paint onto the canvas.
هنرمند در حال رنگ زدن با قلممو بر روی بوم نقاشی است.
she felt like knifing her way through the crowded market.
او احساس میکرد که میخواهد از میان بازار شلوغ عبور کند.
the chef is knifing vegetables for the stir-fry.
سرآشپز در حال خرد کردن سبزیجات برای سرخکردنی است.
he was knifing at the water to catch fish.
او در حال برش دادن سطح آب برای گرفتن ماهی بود.
the detective was knifing through the clues to solve the case.
مامور پلیس در حال بررسی سرنخها برای حل پرونده بود.
she was knifing through her work to meet the deadline.
او برای رسیدن به مهلت مقرر، با تمام توان روی کار خود کار میکرد.
the wind was knifing through the trees.
باد در حال عبور از میان درختان بود.
he was knifing his way to the front of the line.
او در حال پیشروی به سمت جلوی صف بود.
knifing motions can be dangerous in the kitchen.
حرکات برش دادن ممکن است در آشپزخانه خطرناک باشد.
knifing attack
حمله با چاقو
knifing incident
واقعه چاقو
knifing spree
حمله چاقو
knifing threat
تهدید با چاقو
knifing victim
قربانی چاقو
knifing attacker's
متجاوز با چاقو
knifing case
موارد چاقو
knifing wounds
زخم های چاقو
knifing fear
ترس از چاقو
knifing culture
فرهنگ چاقو
he was knifing through the dense forest.
او در حال برش دادن از میان جنگل انبوه بود.
the artist is knifing the paint onto the canvas.
هنرمند در حال رنگ زدن با قلممو بر روی بوم نقاشی است.
she felt like knifing her way through the crowded market.
او احساس میکرد که میخواهد از میان بازار شلوغ عبور کند.
the chef is knifing vegetables for the stir-fry.
سرآشپز در حال خرد کردن سبزیجات برای سرخکردنی است.
he was knifing at the water to catch fish.
او در حال برش دادن سطح آب برای گرفتن ماهی بود.
the detective was knifing through the clues to solve the case.
مامور پلیس در حال بررسی سرنخها برای حل پرونده بود.
she was knifing through her work to meet the deadline.
او برای رسیدن به مهلت مقرر، با تمام توان روی کار خود کار میکرد.
the wind was knifing through the trees.
باد در حال عبور از میان درختان بود.
he was knifing his way to the front of the line.
او در حال پیشروی به سمت جلوی صف بود.
knifing motions can be dangerous in the kitchen.
حرکات برش دادن ممکن است در آشپزخانه خطرناک باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید