dealing with know-it-alls
برخورد با کسانی که میدانند
full of know-it-alls
پر از کسانی که میدانند
know-it-all attitude
وضعیت کسانی که میدانند
avoid know-it-alls
از کسانی که میدانند بپرهیز
one know-it-all
یک کسی که میداند
know-it-all thinks
فکر کسانی که میدانند
stop know-it-alls
توقف کسانی که میدانند
know-it-all behavior
رفتار کسانی که میدانند
group of know-it-alls
گروهی از کسانی که میدانند
we tried to ignore the know-it-alls at the party.
ما سعی کردیم که از افرادی که همه چیز را میدانند در جشن توجه نکنیم.
he's a classic know-it-all, always correcting everyone.
او یکی از افرادی است که همیشه همه چیز را میداند و همه را تصحیح میکند.
don't let the know-it-alls ruin your fun at the conference.
در کنفرانس، اجازه ندهید افرادی که همه چیز را میدانند لذت شما را بگنگنند.
the know-it-alls often give unsolicited advice.
افرادی که همه چیز را میدانند اغلب مشورتهای غیرخواسته میدهند.
i'm tired of dealing with these know-it-alls.
من خسته شدم از اینکه با این افرادی که همه چیز را میدانند کار کنم.
she rolled her eyes at the group of know-it-alls.
او به گروه افرادی که همه چیز را میدانند با نگاه کردن به چشمانشان واکنش نشان داد.
the know-it-alls dominated the discussion, interrupting others.
افرادی که همه چیز را میدانند بحث را حاکمیت میکردند و دیگران را میقطع میکردند.
he acted like a know-it-all, lecturing us on the topic.
او مانند یکی که همه چیز را میداند رفتار کرد و ما را در مورد موضوع معلمی کرد.
we just want to enjoy the game, not listen to the know-it-alls.
ما فقط میخواهیم بازی را لذت ببریم، نه اینکه به افرادی که همه چیز را میدانند گوش دهیم.
the know-it-alls often lack self-awareness.
افرادی که همه چیز را میدانند اغلب از خود آگاهی ندارند.
despite being a know-it-all, he's not always right.
اگرچه او یکی از افرادی است که همه چیز را میداند، اما همیشه درست نیست.
dealing with know-it-alls
برخورد با کسانی که میدانند
full of know-it-alls
پر از کسانی که میدانند
know-it-all attitude
وضعیت کسانی که میدانند
avoid know-it-alls
از کسانی که میدانند بپرهیز
one know-it-all
یک کسی که میداند
know-it-all thinks
فکر کسانی که میدانند
stop know-it-alls
توقف کسانی که میدانند
know-it-all behavior
رفتار کسانی که میدانند
group of know-it-alls
گروهی از کسانی که میدانند
we tried to ignore the know-it-alls at the party.
ما سعی کردیم که از افرادی که همه چیز را میدانند در جشن توجه نکنیم.
he's a classic know-it-all, always correcting everyone.
او یکی از افرادی است که همیشه همه چیز را میداند و همه را تصحیح میکند.
don't let the know-it-alls ruin your fun at the conference.
در کنفرانس، اجازه ندهید افرادی که همه چیز را میدانند لذت شما را بگنگنند.
the know-it-alls often give unsolicited advice.
افرادی که همه چیز را میدانند اغلب مشورتهای غیرخواسته میدهند.
i'm tired of dealing with these know-it-alls.
من خسته شدم از اینکه با این افرادی که همه چیز را میدانند کار کنم.
she rolled her eyes at the group of know-it-alls.
او به گروه افرادی که همه چیز را میدانند با نگاه کردن به چشمانشان واکنش نشان داد.
the know-it-alls dominated the discussion, interrupting others.
افرادی که همه چیز را میدانند بحث را حاکمیت میکردند و دیگران را میقطع میکردند.
he acted like a know-it-all, lecturing us on the topic.
او مانند یکی که همه چیز را میداند رفتار کرد و ما را در مورد موضوع معلمی کرد.
we just want to enjoy the game, not listen to the know-it-alls.
ما فقط میخواهیم بازی را لذت ببریم، نه اینکه به افرادی که همه چیز را میدانند گوش دهیم.
the know-it-alls often lack self-awareness.
افرادی که همه چیز را میدانند اغلب از خود آگاهی ندارند.
despite being a know-it-all, he's not always right.
اگرچه او یکی از افرادی است که همه چیز را میداند، اما همیشه درست نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید