knowe

[ایالات متحده]/nəʊ/
[بریتانیا]/noʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تپه کوچک یا توده؛ یک توده دفن باستانی یا مکان دفن.
Word Forms
جمعknowes

جملات نمونه

the sheep grazed on the grassy knowe overlooking the valley.

گوساله‌ها روی تکه زمین گیاهی که روی دشت نظارت می‌کرد، گریز می‌کردند.

we sat atop the old knowe to watch the sunset.

ما روی تکه زمین قدیمی جا دادیم تا غروب خورشید را ببینیم.

a lone tree grew beside the knowe near the path.

یک درخت تنها در کنار تکه زمین نزدیک مسیر رشد کرد.

the children played on the small knowe behind the farmhouse.

کودکان روی تکه زمین کوچکی که پشت خانه کشاورزی بود بازی می‌کردند.

ancient stones were scattered across the knowe.

سنگ‌های باستانی در تمامی تکه زمین پراکنده بودند.

she rested her feet at the base of the knowe.

او پای خود را در پایین تکه زمین قرار داد و استراحت کرد.

the rabbit disappeared over the knowe and out of sight.

گرگ در کنار تکه زمین از دید بیرون رفت و از دسترس خارج شد.

mist clung to the knowe in the early morning.

نخستین صبح، بخار آب به تکه زمین چسبید.

from the knowe, we could see for miles across the moorland.

از تکه زمین، ما می‌توانستیم به میلیون‌ها فاصله از زمین تاریخی بین نظر بینیم.

wildflowers dotted the knowe throughout the spring months.

گل‌های جهنده در تمامی ماه‌های بهار در تکه زمین پراکنده بودند.

the knowe marked the boundary between the two fields.

تکه زمین مرز بین دو زمین را مشخص می‌کرد.

he built a small wall around the knowe to protect it.

او یک دیوار کوچک را در اطراف تکه زمین ساخت تا آن را حفظ کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید