knuckled

[ایالات متحده]/ˈnʌkld/
[بریتانیا]/ˈnʌkəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل knuckle؛ اشاره به مفاصل حیوانات مانند زانوها یا مچ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

knuckled down

کوشید

knuckled up

مقابله کرد

knuckled fist

مشت مشت‌دار

knuckled hand

دست مشت‌دار

knuckled grip

گرفتن با مشت

knuckled under

تسلیم شد

knuckled joint

مفصل مچ

knuckled back

پشت دست

knuckled edge

لبه مچ

جملات نمونه

he knuckled down to his studies after failing the exam.

او پس از شکست در امتحان، با جدیت به تحصیل پرداخت.

she knuckled her fist in frustration during the meeting.

او در حین جلسه، با ناامیدی مشت خود را گره کرد.

the team knuckled together to finish the project on time.

تیم برای اتمام پروژه به موقع، با هم همکاری کردند.

he knuckled under to the pressure from his boss.

او در برابر فشار رئیس خود تسلیم شد.

she knuckled her way through the crowd to get to the front.

او از میان جمعیت راه خود را باز کرد تا به جلو برسد.

after a long discussion, they finally knuckled the issue down.

پس از بحث طولانی، آنها بالاخره مسئله را به دقت بررسی کردند.

he knuckled his way into the conversation.

او به نحوی وارد گفتگو شد.

she knuckled her hands tightly as she prepared for the challenge.

او در حالی که برای چالش آماده می شد، دست های خود را محکم فشار داد.

they knuckled up for a tough competition ahead.

آنها برای یک مسابقه سخت آینده آماده شدند.

he knuckled down and finished the report in one night.

او با جدیت روی گزارش کار کرد و آن را در یک شب به اتمام رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید