knuckss

[ایالات متحده]/nʌks/
[بریتانیا]/nʌks/

ترجمه

n. مفاصل انگشتان; مفاصل انگشتان.

جملات نمونه

knuckss up, it's time to settle this.

کمک کن، این زمان است که این مسئله را حل کنیم.

throw those knuckss and don't hold back.

این کمک‌ها را پرتاب کن و پشت سر نگذار.

knuckss out! the match is starting now.

کمک‌ها! مسابقه اکنون شروع شده است.

he brought the knuckss and dominated the ring.

او کمک‌ها را آورد و رنگ را فتح کرد.

keep your knuckss up in the fighting stance.

در حالت حمله کمک‌هایت را بالا نگه دار.

knuckss everywhere as the brawl erupted.

کمک‌ها در همه جا بودند وقتی که درگیری شروع شد.

knuckss first, questions later—that's the rule.

اول کمک‌ها، سوالات بعد—این قانون است.

knuckss on deck, the challenger is ready.

کمک‌ها روی تخته، چالش‌گر آماده است.

don't mess with him—he knows how to use his knuckss.

با او مشکل نکن—او می‌داند چگونه از کمک‌هایش استفاده کند.

the tension rose as both fighters raised their knuckss.

تنش افزایش یافت وقتی هر دو مبارز کمک‌هایشان را بالا برداشتند.

knuckss up or get out of the ring.

کمک‌ها بالا یا از رنگ خارج شو.

she showed them what real knuckss look like.

او به آنها نشان داد کمک‌های واقعی چه شکلی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید