lallation

[ایالات متحده]/ˌlælˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌlælˈeɪʃən/

ترجمه

n. تلفظ 'ر' به عنوان 'ل'; گفتار کودکانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

lallation sound

صدای لاله زدن

lallation stage

مرحله لاله زدن

lallation process

فرآیند لاله زدن

lallation pattern

الگوی لاله زدن

lallation behavior

رفتار لاله زدن

lallation therapy

درمان لاله زدن

lallation technique

تکنیک لاله زدن

lallation phenomenon

پدیده لاله زدن

lallation expression

بیان لاله زدن

lallation development

توسعه لاله زدن

جملات نمونه

his lallation was so charming that everyone laughed.

حرف زدن او به قدری جذاب بود که همه می‌خندیدند.

the child's lallation filled the room with joy.

حرف زدن کودک، اتاق را پر از شادی کرد.

she recorded her baby's lallation to cherish the moment.

او برای قدردانی از آن لحظه، حرف زدن نوزادش را ضبط کرد.

his lallation was an adorable sign of his early speech development.

حرف زدن او نشانه‌ای دوست‌داشتنی از رشد اولیه گفتار او بود.

the teacher encouraged the children's lallation during playtime.

معلم در زمان بازی، تشویق می‌کرد که بچه‌ها حرف بزنند.

listening to her lallation made me reminisce about my childhood.

گوش دادن به حرف زدن او باعث شد به دوران کودکی‌ام فکر کنم.

his lallation was a delightful sound that echoed through the house.

حرف زدن او صدایی دلپذیر بود که در خانه طنین‌انداز می‌شد.

the lallation of the toddler was a sign of his growing language skills.

حرف زدن کودک خردسال نشانه‌ای از رشد مهارت‌های زبانی او بود.

parents often find joy in their child's lallation.

والدین اغلب از حرف زدن کودک خود لذت می‌برند.

her lallation was a sweet melody that brightened our day.

حرف زدن او یک ملودی شیرین بود که روز ما را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید