| زمان گذشته | lambasted |
| قسمت سوم فعل | lambasted |
| شکل سوم شخص مفرد | lambasts |
| صفت یا فعل حال استمراری | lambasting |
| جمع | lambasts |
The critic proceeded to lambast the new movie for its poor acting and predictable plot.
منتقد به شدت فیلم جدید را به دلیل بازی ضعیف و طرح داستان قابل پیشبینی مورد انتقاد قرار داد.
The manager lambasted the employee for repeatedly coming late to work.
مدیر به طور مکرر به دلیل دیر رسیدن به محل کار، کارمند را مورد انتقاد شدید قرار داد.
She lambasted her opponent during the debate, pointing out all his flaws and inconsistencies.
او در طول بحث، حریف خود را مورد انتقاد شدید قرار داد و تمام نقصها و تناقضات او را نشان داد.
The teacher lambasted the students for not completing their assignments on time.
معلم دانشآموزان را به دلیل عدم انجام تکالیف به موقع مورد انتقاد شدید قرار داد.
The journalist lambasted the government for its lack of transparency and accountability.
روزنامهنگار دولت را به دلیل فقدان شفافیت و پاسخگویی مورد انتقاد شدید قرار داد.
He was lambasted by his peers for his unethical behavior.
همکاران او را به دلیل رفتار غیر اخلاقیاش مورد انتقاد شدید قرار دادند.
The coach lambasted the team for their poor performance in the last game.
مربی تیم را به دلیل عملکرد ضعیفشان در آخرین مسابقه مورد انتقاد شدید قرار داد.
The author was lambasted by critics for his latest novel, calling it unoriginal and uninspiring.
منتقدین رمان جدید نویسنده را به دلیل عدم اصالت و بیانگیزگی مورد انتقاد شدید قرار دادند.
The CEO lambasted the board members for their lack of vision and strategic planning.
مدیر عامل شرکت اعضای هیئت مدیره را به دلیل فقدان چشمانداز و برنامهریزی استراتژیک مورد انتقاد شدید قرار داد.
She lambasted her friend for betraying her trust and spreading rumors about her.
او دوست خود را به دلیل خیانت به اعتماد او و پخش شایعات در مورد او مورد انتقاد شدید قرار داد.
The critic proceeded to lambast the new movie for its poor acting and predictable plot.
منتقد به شدت فیلم جدید را به دلیل بازی ضعیف و طرح داستان قابل پیشبینی مورد انتقاد قرار داد.
The manager lambasted the employee for repeatedly coming late to work.
مدیر به طور مکرر به دلیل دیر رسیدن به محل کار، کارمند را مورد انتقاد شدید قرار داد.
She lambasted her opponent during the debate, pointing out all his flaws and inconsistencies.
او در طول بحث، حریف خود را مورد انتقاد شدید قرار داد و تمام نقصها و تناقضات او را نشان داد.
The teacher lambasted the students for not completing their assignments on time.
معلم دانشآموزان را به دلیل عدم انجام تکالیف به موقع مورد انتقاد شدید قرار داد.
The journalist lambasted the government for its lack of transparency and accountability.
روزنامهنگار دولت را به دلیل فقدان شفافیت و پاسخگویی مورد انتقاد شدید قرار داد.
He was lambasted by his peers for his unethical behavior.
همکاران او را به دلیل رفتار غیر اخلاقیاش مورد انتقاد شدید قرار دادند.
The coach lambasted the team for their poor performance in the last game.
مربی تیم را به دلیل عملکرد ضعیفشان در آخرین مسابقه مورد انتقاد شدید قرار داد.
The author was lambasted by critics for his latest novel, calling it unoriginal and uninspiring.
منتقدین رمان جدید نویسنده را به دلیل عدم اصالت و بیانگیزگی مورد انتقاد شدید قرار دادند.
The CEO lambasted the board members for their lack of vision and strategic planning.
مدیر عامل شرکت اعضای هیئت مدیره را به دلیل فقدان چشمانداز و برنامهریزی استراتژیک مورد انتقاد شدید قرار داد.
She lambasted her friend for betraying her trust and spreading rumors about her.
او دوست خود را به دلیل خیانت به اعتماد او و پخش شایعات در مورد او مورد انتقاد شدید قرار داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید