the cowboy lassoos the runaway horse with his rope.
چهلگردنکش گاوپرور با کشکش خود گاوی که فرار کرده را گرفت.
she learned to lassoos at the rodeo competition.
او در مسابقه رودو یاد گرفت که چگونه چهلگردنکش کند.
the experienced rancher quickly lassoos the wandering calf.
گاوپرور با تجربه به سرعت چهلگردنکش گوسالهای که گم شده را کرد.
he demonstrates how to lassoos properly for the beginners.
او به شروعکنندگان نشان میدهد که چگونه به درستی چهلگردنکش کنند.
the circus performer lassoos with amazing precision and style.
نمایشگر سirkوس با دقت و سبک شگفتانگیز چهلگردنکش میکند.
they teach young cowboys how to lassoos wild cattle.
آنها به چهلگردنکشهای جوان یاد میدهند که چگونه گاوهای وحشی را چهلگردنکش کنند.
the trained horse watches its owner lassoos the targets.
اسب آموزشدیده به صاحب خود که چهلگردنکش میکند نگاه میکند.
she captures photos of cowboys lassoos during the festival.
او عکسهایی از چهلگردنکشهایی که در طول جشن چهلگردنکش میکنند میگیرد.
the skilled cowboy lassoos with practiced ease and confidence.
چهلگردنکش ماهر با آسانی و اعتماد به نفس چهلگردنکش میکند.
he needs to lassoos the bulls before they escape the enclosure.
او باید گوسفیدها را چهلگردنکش کند قبل از اینکه از محوطه فرار کنند.
she mastered the ancient art of lassoos over many years.
او در طول چندین سال هنر قدیمی چهلگردنکش را به مهارت یاد گرفت.
the ranch hand successfully lassoos the wild mustang.
کارگر گاوپرور به موفقیت چهلگردنکش گوسفید وحشی را انجام داد.
the cowboy lassoos the runaway horse with his rope.
چهلگردنکش گاوپرور با کشکش خود گاوی که فرار کرده را گرفت.
she learned to lassoos at the rodeo competition.
او در مسابقه رودو یاد گرفت که چگونه چهلگردنکش کند.
the experienced rancher quickly lassoos the wandering calf.
گاوپرور با تجربه به سرعت چهلگردنکش گوسالهای که گم شده را کرد.
he demonstrates how to lassoos properly for the beginners.
او به شروعکنندگان نشان میدهد که چگونه به درستی چهلگردنکش کنند.
the circus performer lassoos with amazing precision and style.
نمایشگر سirkوس با دقت و سبک شگفتانگیز چهلگردنکش میکند.
they teach young cowboys how to lassoos wild cattle.
آنها به چهلگردنکشهای جوان یاد میدهند که چگونه گاوهای وحشی را چهلگردنکش کنند.
the trained horse watches its owner lassoos the targets.
اسب آموزشدیده به صاحب خود که چهلگردنکش میکند نگاه میکند.
she captures photos of cowboys lassoos during the festival.
او عکسهایی از چهلگردنکشهایی که در طول جشن چهلگردنکش میکنند میگیرد.
the skilled cowboy lassoos with practiced ease and confidence.
چهلگردنکش ماهر با آسانی و اعتماد به نفس چهلگردنکش میکند.
he needs to lassoos the bulls before they escape the enclosure.
او باید گوسفیدها را چهلگردنکش کند قبل از اینکه از محوطه فرار کنند.
she mastered the ancient art of lassoos over many years.
او در طول چندین سال هنر قدیمی چهلگردنکش را به مهارت یاد گرفت.
the ranch hand successfully lassoos the wild mustang.
کارگر گاوپرور به موفقیت چهلگردنکش گوسفید وحشی را انجام داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید