tax levied
مالیات اخذ شده
fee levied
هزینه اخذ شده
penalty levied
جریمه اخذ شده
interest levied
بهره اخذ شده
charge levied
هزینه اخذ شده
fine levied
جریمه اخذ شده
duty levied
وظیفه اخذ شده
assessment levied
ارزیابی اخذ شده
toll levied
عوارض اخذ شده
taxes levied
مالیاتهای اخذ شده
the government levied a new tax on luxury goods.
دولت یک مالیات جدید بر کالاهای لوکس وضع کرد.
they levied fines for late submissions of reports.
آنها به دلیل تاخیر در ارائه گزارشها، جریمه تعیین کردند.
the city council levied additional fees for parking.
شورای شهر عوارض اضافی برای پارکینگ وضع کرد.
higher tariffs were levied on imported electronics.
تعریفههای بالاتر بر روی لوازم الکترونیکی وارداتی وضع شد.
the school levied a fee for extracurricular activities.
مدرسه هزینه ای برای فعالیت های فوق برنامه دریافت کرد.
in response to the crisis, a special tax was levied.
در پاسخ به بحران، یک مالیات ویژه وضع شد.
the court levied a judgment against the defendant.
دادگاه حکمی را علیه متهم صادر کرد.
they levied charges for using the public facilities.
آنها هزینه استفاده از امکانات عمومی را دریافت کردند.
the government levied restrictions on foreign investments.
دولت محدودیتهایی را در مورد سرمایهگذاریهای خارجی وضع کرد.
extra costs were levied for premium services.
هزینه های اضافی برای خدمات ویژه دریافت شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید