levitated

[ایالات متحده]/ˈlɛvɪteɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈlɛvəˌteɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بالا رفتن یا باعث بالا رفتن و شناور شدن در هوا

عبارات و ترکیب‌ها

levitated object

شی معلق

levitated state

حالت معلق

levitated particles

ذرات معلق

levitated platform

سکوی معلق

levitated system

سیستم معلق

levitated force

نیروی معلق

levitated technology

فناوری معلق

levitated train

قطار معلق

levitated model

مدل معلق

levitated chamber

اتاق معلق

جملات نمونه

the magician levitated the assistant effortlessly during the show.

جادوگر در طول نمایش، دستیار را به راحتی معلق کرد.

in the experiment, the object was levitated using powerful magnets.

در آزمایش، جسم با استفاده از آهنرباهای قوی معلق شد.

she felt as if she levitated above the ground with joy.

او احساس کرد که با خوشحالی از روی زمین معلق شده است.

the artist's sculpture appeared to be levitated in mid-air.

مجسمه هنرمند به نظر می رسید که در هوا معلق است.

he claimed to have levitated during his meditation practice.

او ادعا کرد که در طول تمرین مدیتیشن خود معلق شده است.

the science fiction movie featured a car that levitated above the road.

فیلم علمی تخیلی دارای ماشینی بود که بالای جاده معلق بود.

during the performance, the dancer seemed to levitate with grace.

در طول اجرا، رقصنده به نظر می رسید که با ظرافت معلق است.

he used a special technique to make the ball levitate.

او از یک تکنیک خاص برای معلق کردن توپ استفاده کرد.

the levitated platform was a highlight of the exhibition.

پلتفرم معلق یکی از نقاط برجسته نمایشگاه بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید