lignify

[ایالات متحده]/ˈlɪɡ.nɪ.faɪ/
[بریتانیا]/ˈlɪɡ.nɪ.faɪ/

ترجمه

v. (به) چوبی شدن
vi. چوبی شدن
vt. (به) چوبی کردن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردlignifies
صفت یا فعل حال استمراریlignifying
زمان گذشتهlignified
قسمت سوم فعلlignified

عبارات و ترکیب‌ها

lignify quickly

تغییر شکل سریع

lignify process

فرآیند لیگنیفیکاسیون

lignify cells

سلول‌های لیگنیفیکاسیون

lignify tissue

بافت لیگنیفیکاسیون

lignify stage

مرحله لیگنیفیکاسیون

lignify structure

ساختار لیگنیفیکاسیون

lignify plants

گیاهان لیگنیفیکاسیون

lignify wood

چوب لیگنیفیکاسیون

lignify fibers

الیاف لیگنیفیکاسیون

lignify regions

مناطق لیگنیفیکاسیون

جملات نمونه

the plant will lignify as it matures.

گیاه با رسیدن، لیگنیفای می‌شود.

some trees lignify quickly, enhancing their strength.

برخی از درختان به سرعت لیگنیفای می‌شوند و استحکام خود را افزایش می‌دهند.

lignifying tissues are crucial for plant stability.

بافت‌های لیگنیفای برای پایداری گیاه حیاتی هستند.

as the stem lignifies, it supports the weight of the leaves.

با لیگنیفای شدن ساقه، از وزن برگ‌ها پشتیبانی می‌کند.

researchers study how different species lignify.

محققان در حال بررسی نحوه لیگنیفای گونه‌های مختلف هستند.

in some plants, the process of lignifying begins early.

در برخی از گیاهان، فرآیند لیگنیفای زودتر آغاز می‌شود.

environmental factors can influence how quickly a plant lignifies.

عوامل محیطی می‌توانند بر سرعت لیگنیفای شدن گیاه تأثیر بگذارند.

during drought, plants may lignify to conserve water.

در طول خشکسالی، گیاهان ممکن است برای حفظ آب لیگنیفای شوند.

lignify is an important process for woody plants.

لیگنیفای یک فرآیند مهم برای گیاهان چوبی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید