set limites
تعیین محدودیتها
beyond limites
فراتر از محدودیتها
push limites
فشار دادن محدودیتها
define limites
تعریف محدودیتها
test limites
آزمایش محدودیتها
exceed limites
تجاوز از محدودیتها
respect limites
احترام به محدودیتها
break limites
شکستن محدودیتها
overcome limites
غلبه بر محدودیتها
recognize limites
تشخیص محدودیتها
life has its limites, but we can push through them.
زندگی محدودیتهای خود را دارد، اما میتوانیم از آنها عبور کنیم.
we should respect the limites set by nature.
ما باید محدودیتهایی را که طبیعت تعیین میکند، محترم بدانیم.
understanding our limites helps us grow.
درک محدودیتهای ما به ما کمک میکند رشد کنیم.
there are limites to what we can achieve alone.
محدودیتهایی برای آنچه میتوانیم به تنهایی به دست آوریم وجود دارد.
creativity knows no limites.
خلاقیت هیچ محدودیتی نمیشناسد.
he tested the limites of his endurance.
او محدودیتهای استقامت خود را آزمایش کرد.
it is important to recognize your limites.
تشخیص محدودیتهای خود مهم است.
they pushed the limites of technology.
آنها محدودیتهای فناوری را به چالش کشیدند.
in relationships, communication can help overcome limites.
در روابط، ارتباطات میتواند به غلبه بر محدودیتها کمک کند.
we must learn to live within our limites.
ما باید یاد بگیریم در محدودیتهای خود زندگی کنیم.
set limites
تعیین محدودیتها
beyond limites
فراتر از محدودیتها
push limites
فشار دادن محدودیتها
define limites
تعریف محدودیتها
test limites
آزمایش محدودیتها
exceed limites
تجاوز از محدودیتها
respect limites
احترام به محدودیتها
break limites
شکستن محدودیتها
overcome limites
غلبه بر محدودیتها
recognize limites
تشخیص محدودیتها
life has its limites, but we can push through them.
زندگی محدودیتهای خود را دارد، اما میتوانیم از آنها عبور کنیم.
we should respect the limites set by nature.
ما باید محدودیتهایی را که طبیعت تعیین میکند، محترم بدانیم.
understanding our limites helps us grow.
درک محدودیتهای ما به ما کمک میکند رشد کنیم.
there are limites to what we can achieve alone.
محدودیتهایی برای آنچه میتوانیم به تنهایی به دست آوریم وجود دارد.
creativity knows no limites.
خلاقیت هیچ محدودیتی نمیشناسد.
he tested the limites of his endurance.
او محدودیتهای استقامت خود را آزمایش کرد.
it is important to recognize your limites.
تشخیص محدودیتهای خود مهم است.
they pushed the limites of technology.
آنها محدودیتهای فناوری را به چالش کشیدند.
in relationships, communication can help overcome limites.
در روابط، ارتباطات میتواند به غلبه بر محدودیتها کمک کند.
we must learn to live within our limites.
ما باید یاد بگیریم در محدودیتهای خود زندگی کنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید