linkup

[ایالات متحده]/ˈlɪŋkʌp/
[بریتانیا]/ˈlɪŋkʌp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پیوستن یا اتصال؛ یک ارتباط یا تماس
Word Forms
جمعlinkups

عبارات و ترکیب‌ها

linkup meeting

جلسه هماهنگی

linkup call

تماس هماهنگی

linkup session

جلسه هماهنگی

linkup event

رویداد هماهنگی

linkup plan

برنامه هماهنگی

linkup strategy

استراتژی هماهنگی

linkup network

شبکه هماهنگی

linkup project

پروژه هماهنگی

linkup partnership

همکاری هماهنگ

linkup initiative

ابتکار عمل هماهنگ

جملات نمونه

we need to establish a linkup with the new team.

ما نیاز به برقراری ارتباط با تیم جدید داریم.

the linkup between the two systems improved efficiency.

ارتباط بین دو سیستم باعث بهبود کارایی شد.

they scheduled a linkup to discuss project updates.

آنها یک جلسه ارتباط برای بحث در مورد به‌روزرسانی‌های پروژه برنامه‌ریزی کردند.

the linkup allowed for better communication among departments.

ارتباط امکان برقراری ارتباط بهتر بین بخش‌ها را فراهم کرد.

we had a successful linkup with our overseas partners.

ما ارتباط موفقی با شرکای خارجی خود داشتیم.

the linkup will take place next week.

ارتباط هفته آینده انجام خواهد شد.

after the linkup, we noticed significant improvements.

پس از ارتباط، ما شاهد بهبودهای قابل توجهی بودیم.

they are planning a linkup to share best practices.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای ارتباط به اشتراک گذاری بهترین شیوه‌ها هستند.

we experienced some technical issues during the linkup.

ما در طول ارتباط با برخی مشکلات فنی مواجه شدیم.

the linkup facilitated a smoother workflow.

ارتباط باعث تسهیل جریان کاری روان‌تر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید