lipping

[ایالات متحده]/ˈlɪpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈlɪpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل لب؛ برآمدگی شبیه لب، سایه شبیه لب (رادیوگرافی)؛ تغییر شکل لب
v. با لب‌ها تماس گرفتن؛ به آرامی گفتن (شکل حال استمراری از lip)
Word Forms
جمعlippings

عبارات و ترکیب‌ها

lipping tool

ابزار لقی

lipping edge

لبه لقی

lipping process

فرآیند لقی

lipping machine

دستگاه لقی

lipping finish

پرداخت لقی

lipping feature

ویژگی لقی

lipping operation

عملیات لقی

lipping angle

زاویه لقی

lipping design

طراحی لقی

lipping profile

پروفایل لقی

جملات نمونه

he was lipping the words to the song quietly.

او به آرامی کلمات آهنگ را با لب زمزمه می‌کرد.

the child was lipping the phrases he heard in class.

کودک عباراتی را که در کلاس می‌شنید، با لب زمزمه می‌کرد.

she caught him lipping her name during the meeting.

او دید که او در حین جلسه نامش را با لب زمزمه می‌کند.

he was lipping the dialogue from his favorite movie.

او دیالوگ فیلم مورد علاقه خود را با لب زمزمه می‌کرد.

while waiting, she was lipping the words of the poem.

در حالی که منتظر بود، او کلمات شعر را با لب زمزمه می‌کرد.

the singer was lipping the lyrics during the rehearsal.

خواننده در حین تمرین متن آهنگ را با لب زمزمه می‌کرد.

he often found himself lipping the answers in his mind.

او اغلب متوجه می‌شد که پاسخ‌ها را در ذهنش با لب زمزمه می‌کند.

she noticed him lipping the instructions while cooking.

او متوجه شد که او در حین آشپزی دستورالعمل‌ها را با لب زمزمه می‌کند.

during the presentation, he was lipping his notes.

در طول ارائه، او یادداشت‌های خود را با لب زمزمه می‌کرد.

he was lipping the motivational quotes he loved.

او نقل قول‌های انگیزه‌بخش مورد علاقه خود را با لب زمزمه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید