litigability

[ایالات متحده]//ˌlɪtɪɡəˈbɪləti//
[بریتانیا]//ˌlɪtɪɡəˈbɪləti//

ترجمه

n. کیفیتی یا وضعیتی که قابلیت طرح در دادگاه را دارد؛ تناسب برای حل و فصل از طریق اقدام قانونی؛ درجه‌ای که یک ادعا، اختلاف یا موضوع می‌تواند به دادگاه ارجاع داده شود (از جمله اینکه آیا قابل رسیدگی قضایی است یا خیر)

عبارات و ترکیب‌ها

high litigability

احتمال بالای دعوی

low litigability

احتمال پایین دعوی

litigability risk

ریسک دعوی

litigability concerns

نگرانی‌های مربوط به دعوی

litigability issues

مشکلات مربوط به دعوی

litigability assessment

ارزیابی قابلیت طرح دعوی

litigability analysis

تجزیه و تحلیل قابلیت طرح دعوی

increased litigability

افزایش احتمال دعوی

reduced litigability

کاهش احتمال دعوی

جملات نمونه

the litigability of the claim depends on clear standing and a ripe dispute.

بسته بودن قابلیت دادخواهی ادعا به اثبات وضعیت روشن و وجود اختلاف نظر رسیده است.

counsel reviewed the litigability of potential claims before filing.

وکیل، قابلیت دادخواهی ادعاهای احتمالی را قبل از ثبت بررسی کرد.

they questioned the litigability of the controversy given the jurisdictional limits.

با توجه به محدودیت‌های قضایی، آنها قابلیت دادخواهی اختلاف را زیر سوال بردند.

the court focused on the litigability of the issue rather than its policy merits.

دادگاه بر قابلیت دادخواهی موضوع تمرکز کرد، نه بر مزایای سیاست آن.

we need to assess litigability early to avoid wasting time on a nonjusticiable matter.

ما باید قابلیت دادخواهی را در مراحل اولیه ارزیابی کنیم تا از هدر رفتن زمان در مورد موضوعی که قابل دادخواهی نیست، جلوگیری کنیم.

high litigability can increase settlement pressure even when damages are uncertain.

قابلیت دادخواهی بالا می‌تواند فشار تسویه حساب را حتی زمانی که خسارت نامشخص است، افزایش دهد.

the memo analyzed litigability under federal law and the applicable standards.

یادداشت قابلیت دادخواهی را تحت قانون فدرال و استانداردهای مربوطه تجزیه و تحلیل کرد.

new evidence improved the litigability of the case by strengthening causation.

شواهد جدید با تقویت علیت، قابلیت دادخواهی پرونده را بهبود بخشید.

they debated litigability and venue in the first meeting with outside counsel.

آنها در اولین جلسه با وکلای بیرونی در مورد قابلیت دادخواهی و صلاحیت مکانی بحث کردند.

the litigability of the dispute was undermined by an arbitration clause.

قابلیت دادخواهی اختلاف توسط بند داوری تضعیف شد.

he measured litigability by looking at pleading hurdles and likely defenses.

او با بررسی موانع ادعایی و دفاع احتمالی، قابلیت دادخواهی را اندازه گیری کرد.

regulators considered the litigability of enforcement actions before issuing notices.

تنظیم‌کننده‌ها قبل از صدور اخطارها، قابلیت دادخواهی اقدامات اجرایی را در نظر گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید