logistically challenging
چالشبرانگیز از نظر لجستیکی
logistically feasible
اجرایی از نظر لجستیکی
logistically complex
پیچیده از نظر لجستیکی
logistically sound
معقول از نظر لجستیکی
logistically efficient
کارآمد از نظر لجستیکی
logistically effective
موثر از نظر لجستیکی
logistically important
مهم از نظر لجستیکی
logistically viable
شدنی از نظر لجستیکی
logistically manageable
مدیریتپذیر از نظر لجستیکی
logistically strategic
استراتژیک از نظر لجستیکی
logistically, the event requires careful planning.
از نظر لجستیکی، این رویداد نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
we need to consider the project logistically.
ما باید پروژه را از نظر لجستیکی در نظر بگیریم.
logistically, the team faced several challenges.
از نظر لجستیکی، تیم با چندین چالش روبرو شد.
logistically speaking, the location is ideal.
با توجه به مسائل لجستیکی، مکان ایده آل است.
the event was logistically complicated to organize.
برگزاری این رویداد از نظر لجستیکی پیچیده بود.
logistically, we need more resources for this project.
از نظر لجستیکی، ما به منابع بیشتری برای این پروژه نیاز داریم.
they handled the logistics logistically and efficiently.
آنها مسائل لجستیکی را به صورت لجستیکی و کارآمد مدیریت کردند.
logistically, the delivery schedule must be adjusted.
از نظر لجستیکی، برنامه تحویل باید تنظیم شود.
we are planning the trip logistically to minimize costs.
ما سفر را به صورت لجستیکی برنامهریزی میکنیم تا هزینهها را به حداقل برسانیم.
logistically, the supply chain needs to be optimized.
از نظر لجستیکی، زنجیره تامین باید بهینه شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید