lonelier

[ایالات متحده]/'ləʊnlɪ/
[بریتانیا]/'lonli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. منزوی، ویران، متروک، با افراد کم در اطراف

عبارات و ترکیب‌ها

feeling lonely

احساس تنهایی

feel lonely

احساس تنهایی کردن

lonely lonely

تنها تنها

lonely heart

قلب شکسته

only lonely

فقط تنها

جملات نمونه

a lonely stretch of country lane.

یک جاده روستایی خلوت و طولانی.

a lonely hearts column.

یک ستون آگهی‌های همسر یابی.

a lonely life in the tree farm

یک زندگی خلوت در مزرعه درخت.

a phantom who haunts lonely roads.

یک شبح که جاده‌های خلوت را تسخیر می‌کند.

a lonely dog was scrabbling at the door.

یک سگ خلوت در حال خراش دادن در بود.

a lonely-hearts column in the newspaper.

یک ستون قلب شکسته در روزنامه.

the lonely hero tilting at the system.

قهرمان تنها که در برابر سیستم می جنگد.

She's lonely, and starving for companionship.

او احساس تنهایی می‌کند و برای همراهی گرسنه است.

lonely and blue in a strange city;

تنها و غمگین در یک شهر غریب.

The lonely student is starving for friendship.

دانشجوی خلوت برای دوستی گرسنه است.

the physical ailments that condemned him to a lonely childhood.

بیماری‌های جسمی که او را به دوران کودکی تنهایی محکوم کرد.

passing long lonely hours looking on to the street.

با گذراندن ساعات طولانی و خلوت به خیابان نگاه کردن.

a lonely mixed-up teenager.

یک نوجوان خلوت و درهم و برهم.

He doesn't feel lonely when he is left alone.

وقتی تنها می‌ماند احساس تنهایی نمی‌کند.

every emarcid flower is a lonely soul....

هر گل امارکید یک روح خلوت است...

Favourite fantasy for wanking off on a lonely night?

چه فانتزی مورد علاقه ای برای خودارضایی در یک شب تنهایی؟

Working as a writer can be a very lonely existence.

کار کردن به عنوان نویسنده می‌تواند یک وجود بسیار خلوت باشد.

I was marooned on a lonely country road.

من در یک جاده روستایی خلوت سرگردان مانده بودم.

The lonely old man was much to be pitied by all of us.

آن مرد پیر خلوت که باید توسط همه ما مورد ترحم قرار می‌گرفت.

نمونه‌های واقعی

She was lonely and she could never remember being so lonely before.

او تنها بود و هرگز به یاد نداشت که تا این حد تنها بوده است.

منبع: Gone with the Wind

Lonely? Dude, you have yourself...Your infinite selves.

تنها؟ مرد، شما خودتان را دارید...خودهای بی نهایت خودتان.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Is she crazy or just desperately lonely?

آیا او دیوانه است یا فقط به شدت تنهاست؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

In other words, if you feel lonely, then you are lonely.

به عبارت دیگر، اگر احساس تنهایی کنید، تنها هستید.

منبع: Asap SCIENCE Selection

Half the profits are going towards tackling loneliness.

نصف سودها به منظور مقابله با تنهایی صرف می شود.

منبع: BBC English Unlocked

Still, little Frankie grew up lonely and alone.

با این حال، فرانکی کوچک تنها و تنها بزرگ شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

Makes being here on Earth a little less lonely.

حضور در زمین را کمی کمتر تنها می کند.

منبع: Super Girl Season 2 S02

Anyone can feel lonely at any time.

هر کسی می تواند در هر زمان احساس تنهایی کند.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Oh, lonely death on lonely life!

ای مرگ تنها بر زندگی تنها!

منبع: Moby-Dick

The house was lonely and rather grim.

خانه تنها و نسبتاً دلگیر بود.

منبع: The Hound of the Baskervilles

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید