lordship

[ایالات متحده]/'lɔːdʃɪp/
[بریتانیا]/'lɔrd'ʃɪp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقتدار، قاعده، عنوان احترام برای یک ارباب

عبارات و ترکیب‌ها

his Lordship

آقای

addressing Lordship

آدرس دادن به آقای

جملات نمونه

if Your Lordship pleases.

اگر پروردگی شما مایل باشد.

lands including the lordship of Denbigh.

مناطق از جمله مالکیت دینبیگ.

His lordship will be out of country until next week.

سروری ایشان تا هفته آینده خارج از کشور خواهد بود.

his lordship over the other gods.

سروری ایشان بر سایر خدایان.

she was living under his lordship's protection at Gloucester Gate.

او تحت حمایت سروری ایشان در دروازه گلستر زندگی می‌کرد.

The Earl of Arundel’s heir was restored to his inheritance and granted the lordship of Chirk.

وارث Earl of Arundel به ارثیه خود بازگردانده شد و حکومت Lordship of Chirk به او اعطا شد.

"Perhaps his lordship would fancy a wildling wife," suggested Lady Melisandre. "Is this fat man married, Lord Snow?"

"شاید سروری ایشان یک همسر وحشی را دوست داشته باشد،" پیشنهاد لیدی مل ساندره. "آیا این مرد چاق ازدواج کرده است، لرد اسنو؟"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید