lovebite

[ایالات متحده]/lʌvbaɪt/
[بریتانیا]/lʌvbaɪt/

ترجمه

n. یک نشان روی پوست که معمولاً به دلیل خفگی یا بیتی شدن در نتیجه عاشقانه خفگی یا فعالیت جنسی ایجاد می‌شود؛ فعالیت خفگی یا بیتی روی پوست کسی تا چنین نشانی ایجاد شود.
Word Forms
جمعlovebites

عبارات و ترکیب‌ها

fresh lovebite

چُرخه عاشقانه تازه

lovebite fading

چُرخه عاشقانه کاهش می‌یابد

lovebite visible

چُرخه عاشقانه دیده می‌شود

cover the lovebite

چُرخه عاشقانه را پوشان

lovebite on neck

چُرخه عاشقانه روی گردن

give a lovebite

یک چُرخه عاشقانه بده

got a lovebite

یک چُرخه عاشقانه گرفتی

lovebite appearing

چُرخه عاشقانه ظهور می‌کند

lovebite showing

چُرخه عاشقانه نمایش داده می‌شود

lovebite healing

چُرخه عاشقانه در حال بهبودی است

جملات نمونه

she noticed a lovebite on his neck that he was trying to hide.

او یک علامت عشق روی گردن او را کشف کرد که او سعی می‌کرد پنهان کند.

he gave her a lovebite on his shoulder as a playful gesture.

او یک علامت عشق روی شانه‌اش به عنوان یک حرکت بازیگوش به او داد.

the lovebite was visible above her collar, causing her embarrassment.

علامت عشق بالای گردنش قابل دیدن بود و باعث خجالت او شد.

she tried to cover the lovebite with makeup but it was still noticeable.

او سعی کرد با مکی‌اپ علامت عشق را پوشاند اما هنوز قابل توجه بود.

he accidentally left a lovebite that his mother later questioned him about.

او به طور غلط یک علامت عشق گذاشت که مادرش بعداً از آن سوال کرد.

the lovebite on her neck became a topic of gossip among her colleagues.

علامت عشق روی گردن او در میان همکارانش به گپ‌زدن منجر شد.

she wore a scarf to hide the fresh lovebite from her parents.

او یک پشیمانی پوشید تا علامت عشق تازه‌اش را از والدینش پنهان کند.

the lovebite bruised beautifully, showing how passionate their night had been.

علامت عشق زیبایی ایجاد کرد که نشان دهنده چه انگیختگی‌ای در شب آن‌ها بود.

he received a lovebite as a valentine's day surprise from his girlfriend.

او یک علامت عشق به عنوان یک مفاجات روز جمعه قرمز از عشقمش دریافت کرد.

she proudly displayed her lovebite, confirming her new relationship status.

او با افتخار علامت عشق خود را نشان داد و وضعیت رابطه جدیدش را تأیید کرد.

the lovebite faded after three days, much to their disappointment.

علامت عشق پس از سه روز کاهش یافت که باعث ناامیدی آن‌ها شد.

he applied ice to reduce the swelling of the fresh lovebite.

او یخ را روی علامت عشق تازه‌اش قرار داد تا التهاب آن کاهش یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید