lungeing

[ایالات متحده]/lʌndʒ/
[بریتانیا]/lʌndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حرکت ناگهانی به جلو؛ یک فشار یا غوطه‌وری
vt. یک حرکت ناگهانی به جلو ایجاد کردن؛ فشار دادن یا غوطه‌ور کردن
vi. یک حرکت ناگهانی به جلو انجام دادن؛ فشار دادن یا غوطه‌ور کردن

عبارات و ترکیب‌ها

make a lunge

حمله سریع

front lunge

حمله جلویی

side lunge

حمله پهلو

جملات نمونه

he made a lungeing grab at the pistol.

او با یک حرکت ناگهانی به سمت مسلسل حمله کرد.

Lucy made a lunge for Gabriel's wrist.

لوسی برای دستبند گابریل به یک حرکت ناگهانی انجام داد.

a crude lunge at United's goalscorer.

یک حرکت خام به سمت گلزن یونایتد.

When he makes a lunge at you, run.

وقتی او به سمت شما حمله می‌کند، فرار کنید.

He lunged at his opponent.

او به سمت حریف خود هجوم برد.

Billy lunged his spear at the fish.

بیلی نیزه خود را به سمت ماهی پرتاب کرد.

The lunge, the fleche and the thrust are the main attacking skills.

حرکت ناگهانی، فلچ و ضربه اصلی‌ترین مهارت‌های حمله هستند.

A mad man lunged at me with a knife.

یک مرد دیوانه با چاقو به من حمله کرد.

McCulloch raised his cudgel and lunged at him.

مک‌کالوچ چوب‌دستی‌اش را بالا برد و به سمت او حمله کرد.

John lunged forward and grabbed him by the throat.

جان به جلو هجوم برد و او را از گلو گرفت.

The ball just evaded Quinton Fortune's lunge and gave Graham a relatively simple tap-in.

توپ به سختی از تلاش کوانتین فورتون اجتناب کرد و به گراهام یک ضربه نسبتاً آسان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید