luxuria

[ایالات متحده]/ləˈkʃʊəriə/
[بریتانیا]/ləˈkʃʊriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لیکوی یا افراط در خرج کردن؛ احتیاط یا مراقبت؛ میل جنسی شدید
شکل‌های واژه
جمعluxurias

عبارات و ترکیب‌ها

luxuriate in

در آرامش فرو بروید

luxuriating in

در آرامش فرو می‌روید

luxuriate completely

کاملاً در آرامش فرو بروید

luxuriant growth

رشد فراوان

luxuriant foliage

پوشش گیاهی فراوان

was luxuriating

در حال آرامش فرو رفتن بود

have luxuriated

در آرامش فرو رفته‌اید

luxuriating wildly

به طور بی‌رویه در آرامش فرو می‌روید

luxuriating peacefully

آرام و در آرامش فرو می‌روید

pure luxuria

لکسوسیا خالص

جملات نمونه

the hotel's luxuria was evident in every detail.

لکسوسیت هتل در هر جزئیت آشکار بود.

she lived a life of pure luxuria.

او زندگی‌ای از لکسوسیت خالص داشت.

the roman villa showcased incredible luxuria.

ویلا رومی لکسوسیت نامحسوسی را نمایش داد.

his sudden wealth led to extravagant luxuria.

ثروت ناگهانی او منجر به لکسوسیت زیادی شد.

the party was marked by unbridled luxuria.

این جشن با لکسوسیت بی‌کرانی مشخص شد.

luxuria and excess characterized the era.

لکسوسیت و فراگذاری عصر را مشخص می‌کرد.

the emperor's luxuria knew no bounds.

لکسوسیت امپراتور بدون مرز بود.

winter's luxuria refers to the opulent snow-covered landscape.

لکسوسیت زمستان به منظور منظره‌ای پر از برف اشاره دارد.

the merchant's house displayed oriental luxuria.

خانه تجار لکسوسیت شرقی را نمایش داد.

critics condemned the artist's luxuria.

انتقادات به لکسوسیت هنرمند اشاره داشت.

their luxuria during the famine was shameful.

لکسوسیت آن‌ها در زمان گرسنگی نامناسب بود.

the palace's luxuria exceeded all expectations.

لکسوسیت قصر تمام انتظارات را فراتر گذشت.

renaissance art often depicted moral luxuria.

هنر رنسانس اغلب لکسوسیت اخلاقی را نمایش می‌داد.

the nobleman's luxuria attracted many critics.

لکسوسیت نوبلمن بسیاری از منتقدان را جذب کرد.

the decline of rome was linked to luxuria.

کاهش روم به لکسوسیت مرتبط بود.

the dictator's lifestyle was one of extreme luxuria.

سبک زندگی دیکتاتور یکی از لکسوسیت‌های شدید بود.

luxuria goods became status symbols.

کالاهای لکسوسیت به نمادهای وضعیت تبدیل شدند.

the movie portrayed a world of corruption and luxuria.

فیلم جهانی از فساد و لکسوسیت را نمایش داد.

excessive luxuria leads to ruin.

لکسوسیت زیاد به نابودی منجر می‌شود.

modern society pursues luxuria and comfort.

جامعه مدرن به دنبال لکسوسیت و راحتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید