| جمع | luxurias |
luxuriate in
در آرامش فرو بروید
luxuriating in
در آرامش فرو میروید
luxuriate completely
کاملاً در آرامش فرو بروید
luxuriant growth
رشد فراوان
luxuriant foliage
پوشش گیاهی فراوان
was luxuriating
در حال آرامش فرو رفتن بود
have luxuriated
در آرامش فرو رفتهاید
luxuriating wildly
به طور بیرویه در آرامش فرو میروید
luxuriating peacefully
آرام و در آرامش فرو میروید
pure luxuria
لکسوسیا خالص
the hotel's luxuria was evident in every detail.
لکسوسیت هتل در هر جزئیت آشکار بود.
she lived a life of pure luxuria.
او زندگیای از لکسوسیت خالص داشت.
the roman villa showcased incredible luxuria.
ویلا رومی لکسوسیت نامحسوسی را نمایش داد.
his sudden wealth led to extravagant luxuria.
ثروت ناگهانی او منجر به لکسوسیت زیادی شد.
the party was marked by unbridled luxuria.
این جشن با لکسوسیت بیکرانی مشخص شد.
luxuria and excess characterized the era.
لکسوسیت و فراگذاری عصر را مشخص میکرد.
the emperor's luxuria knew no bounds.
لکسوسیت امپراتور بدون مرز بود.
winter's luxuria refers to the opulent snow-covered landscape.
لکسوسیت زمستان به منظور منظرهای پر از برف اشاره دارد.
the merchant's house displayed oriental luxuria.
خانه تجار لکسوسیت شرقی را نمایش داد.
critics condemned the artist's luxuria.
انتقادات به لکسوسیت هنرمند اشاره داشت.
their luxuria during the famine was shameful.
لکسوسیت آنها در زمان گرسنگی نامناسب بود.
the palace's luxuria exceeded all expectations.
لکسوسیت قصر تمام انتظارات را فراتر گذشت.
renaissance art often depicted moral luxuria.
هنر رنسانس اغلب لکسوسیت اخلاقی را نمایش میداد.
the nobleman's luxuria attracted many critics.
لکسوسیت نوبلمن بسیاری از منتقدان را جذب کرد.
the decline of rome was linked to luxuria.
کاهش روم به لکسوسیت مرتبط بود.
the dictator's lifestyle was one of extreme luxuria.
سبک زندگی دیکتاتور یکی از لکسوسیتهای شدید بود.
luxuria goods became status symbols.
کالاهای لکسوسیت به نمادهای وضعیت تبدیل شدند.
the movie portrayed a world of corruption and luxuria.
فیلم جهانی از فساد و لکسوسیت را نمایش داد.
excessive luxuria leads to ruin.
لکسوسیت زیاد به نابودی منجر میشود.
modern society pursues luxuria and comfort.
جامعه مدرن به دنبال لکسوسیت و راحتی است.
luxuriate in
در آرامش فرو بروید
luxuriating in
در آرامش فرو میروید
luxuriate completely
کاملاً در آرامش فرو بروید
luxuriant growth
رشد فراوان
luxuriant foliage
پوشش گیاهی فراوان
was luxuriating
در حال آرامش فرو رفتن بود
have luxuriated
در آرامش فرو رفتهاید
luxuriating wildly
به طور بیرویه در آرامش فرو میروید
luxuriating peacefully
آرام و در آرامش فرو میروید
pure luxuria
لکسوسیا خالص
the hotel's luxuria was evident in every detail.
لکسوسیت هتل در هر جزئیت آشکار بود.
she lived a life of pure luxuria.
او زندگیای از لکسوسیت خالص داشت.
the roman villa showcased incredible luxuria.
ویلا رومی لکسوسیت نامحسوسی را نمایش داد.
his sudden wealth led to extravagant luxuria.
ثروت ناگهانی او منجر به لکسوسیت زیادی شد.
the party was marked by unbridled luxuria.
این جشن با لکسوسیت بیکرانی مشخص شد.
luxuria and excess characterized the era.
لکسوسیت و فراگذاری عصر را مشخص میکرد.
the emperor's luxuria knew no bounds.
لکسوسیت امپراتور بدون مرز بود.
winter's luxuria refers to the opulent snow-covered landscape.
لکسوسیت زمستان به منظور منظرهای پر از برف اشاره دارد.
the merchant's house displayed oriental luxuria.
خانه تجار لکسوسیت شرقی را نمایش داد.
critics condemned the artist's luxuria.
انتقادات به لکسوسیت هنرمند اشاره داشت.
their luxuria during the famine was shameful.
لکسوسیت آنها در زمان گرسنگی نامناسب بود.
the palace's luxuria exceeded all expectations.
لکسوسیت قصر تمام انتظارات را فراتر گذشت.
renaissance art often depicted moral luxuria.
هنر رنسانس اغلب لکسوسیت اخلاقی را نمایش میداد.
the nobleman's luxuria attracted many critics.
لکسوسیت نوبلمن بسیاری از منتقدان را جذب کرد.
the decline of rome was linked to luxuria.
کاهش روم به لکسوسیت مرتبط بود.
the dictator's lifestyle was one of extreme luxuria.
سبک زندگی دیکتاتور یکی از لکسوسیتهای شدید بود.
luxuria goods became status symbols.
کالاهای لکسوسیت به نمادهای وضعیت تبدیل شدند.
the movie portrayed a world of corruption and luxuria.
فیلم جهانی از فساد و لکسوسیت را نمایش داد.
excessive luxuria leads to ruin.
لکسوسیت زیاد به نابودی منجر میشود.
modern society pursues luxuria and comfort.
جامعه مدرن به دنبال لکسوسیت و راحتی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید