maligning

[ایالات متحده]/[ˈmalɪnɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈmælɪnɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گفتن یا نوشتتن درباره کسی به صورت نادرست یا نامطلوب؛ به طور خشنودانه یا با نیت بد کسی را مورد انتقاد قرار دادن.
v. -ing فرم حاضر شناسا مالیگ.

عبارات و ترکیب‌ها

maligning reputation

تضعیف یا تحقیر شهرت

stop maligning

توقف از تحقیر

maligning others

تحقیر دیگران

avoid maligning

از تحقیر پرهیز کن

maligning behavior

رفتار تحقیرآمیز

maligning someone

تحقیر کردن کسی

maligning campaign

حمله تحقیرآمیز

constantly maligning

به طور مداوم تحقیر کردن

without maligning

بدون تحقیر

maligning influence

تأثیر تحقیرآمیز

جملات نمونه

the opposition party was accused of maligning their rivals during the campaign.

حزب مخالف به خاطر تحقیر رقبا خود در حمله انتخاباتی متهم شد.

he denied maligning his former colleague, insisting their departure was amicable.

او تحقیر رفیق قدیمی خود را انکار کرد و تأکید کرد که رفتن آنها دوستانه بود.

the lawsuit alleged that the article was solely focused on maligning the company's reputation.

این دعوی مدعی می‌شد که مقاله تنها روی تحقیر شهرت شرکت متمرکز بود.

she strongly refuted the accusations of maligning her character in the online forum.

او به شدت اتهامات تحقیر شخصیت او در یک انجمن آنلاین را رد کرد.

the journalist faced criticism for potentially maligning the source without proper verification.

نویسنده به دلیل احتمال تحقیر منبع بدون تأیید مناسب مورد انتقاد قرار گرفت.

it's unfair to malign someone based on rumors and unsubstantiated claims.

نابجا است که کسی را بر اساس اخبار و ادعاها نامشخص تحقیر کنید.

the politician was known for maligning his opponents with personal attacks.

این سیاستمدار به خاطر تحقیر رقبا خود با حملات شخصی معروف بود.

the company issued a statement denying any attempt to malign their competitor's product.

شرکت یک بیانیه صادر کرد که هرگونه تلاشی برای تحقیر محصول رقبا خود را انکار کرد.

the witness warned against maligning the defendant during the trial proceedings.

گواه هشدار داد که در مراحل دادرسی تحقیر متهم نمی‌شود.

he felt it was a low tactic to malign him in the press to gain an advantage.

او احساس می‌کرد که تحقیر او در رسانه‌ها برای کسب مزیت راهکاری پایین است.

the report investigated instances of maligning individuals online through anonymous accounts.

گزارش مواردی را که افراد را از طریق حساب‌های ناشناس آنلاین تحقیر می‌کردند، بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید