broken manacles
قطعات شکسته
heavy manacles
زنارهای سنگین
iron manacles
زنارهای آهنی
worn manacles
زنارهای کهنه
cold manacles
زنارهای سرد
tight manacles
زنارهای تنگ
rusty manacles
زنارهای زنگزده
metal manacles
زنارهای فلزی
loose manacles
زنارهای شل
shackled manacles
زنارهای بسته
the prisoner was shackled with heavy manacles.
زندانی با گجگههای سنگین دستبند مقید شده بود.
the manacles clanked as he walked.
همانطور که او راه می رفت، دستبندها کلیک می کردند.
she felt the weight of the manacles on her wrists.
او سنگینی دستبندها را روی مچ دستش احساس کرد.
he managed to escape despite the manacles.
او با وجود دستبندها موفق به فرار شد.
the guards tightened the manacles around his ankles.
نگهبانان دستبندها را دور مچ پایش محکم کردند.
manacles symbolize the loss of freedom.
دستبندها نماد از دست دادن آزادی هستند.
the detective found the manacles at the crime scene.
مامور پلیس دستبندها را در صحنه جرم پیدا کرد.
he felt trapped by the manacles of his past.
او احساس کرد که توسط دستبندهای گذشته خود به دام افتاده است.
the manacles were a reminder of his captivity.
دستبندها یادآور اسارت او بودند.
she struggled against the manacles, desperate for freedom.
او برای آزادی با دستبندها دست و پا زد، ناامیدانه.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید