maraud

[ایالات متحده]/məˈrɔːd/
[بریتانیا]/məˈrɔd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمله کردن یا غارت کردن
n. عمل حمله یا غارت
vt. غارت کردن؛ حمله کردن
vi. حمله کردن
Word Forms
زمان گذشتهmarauded
قسمت سوم فعلmarauded
صفت یا فعل حال استمراریmarauding
شکل سوم شخص مفردmarauds
جمعmarauds

عبارات و ترکیب‌ها

maraud at night

غارت در شب

maraud the land

غارت سرزمین

maraud in packs

غارت در گروه ها

maraud for treasure

غارت برای گنج

maraud the village

غارت روستا

maraud the coast

غارت ساحل

maraud the streets

غارت خیابان ها

maraud in silence

غارت به سکوت

maraud for food

غارت برای غذا

maraud the ruins

غارت ویرانه ها

جملات نمونه

the bandits decided to maraud the nearby village.

راهزن‌ها تصمیم گرفتند به دهکده نزدیک غارت کنند.

they would often maraud for supplies during the war.

آنها اغلب در طول جنگ برای تهیه آذوقه غارت می‌کردند.

wild animals tend to maraud when food is scarce.

حیوانات وحشی معمولاً زمانی که غذا کمیاب است، غارت می‌کنند.

the pirates would maraud along the coast.

دزدان دریایی در امتداد ساحل غارت می‌کردند.

they planned to maraud the enemy's supply lines.

آنها قصد داشتند خطوط تدارکاتی دشمن را غارت کنند.

the soldiers were ordered not to maraud the local population.

از سربازان خواسته شد که از غارت مردم محلی خودداری کنند.

after the disaster, some people began to maraud abandoned houses.

پس از فاجعه، برخی از مردم شروع به غارت خانه‌های متروکه کردند.

in the chaos, they chose to maraud rather than help.

در هرج و مرج، آنها به جای کمک غارت را انتخاب کردند.

the raiders would maraud under the cover of darkness.

غارتگران زیر پوشش تاریکی شب غارت می‌کردند.

it's illegal to maraud in protected areas.

غارت در مناطق حفاظت شده غیرقانونی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید